برگردان به زبان ساده
نخستین روز کاین چشم بلاکش
مرا از عشق او در جان زد آتش
هوش مصنوعی: در اولین روزی که این چشم زیبا و پر از درد مرا به عشق خود سوزاند، آتش عشق در وجودم شعلهور شد.
دل از جان و جوانی بر گرفتم
امید از زندگانی بر گرفتم
هوش مصنوعی: من از جان و جوانیام دل بریدم و دیگر به زندگیام امیدی ندارم.
چنان در عشق او دیوانه گشتم
که در دیوانگی افسانه گشتم
هوش مصنوعی: در عشق او چنان مجنون شدم که خود به یک داستان دیوانگی تبدیل شدم.
خرد میگفت کی مدهوش بیمار
غمش را در میان جان نگه دار
هوش مصنوعی: خرد به من میگوید که مراقب این بیمار باش و غم او را در دل نگهدار.
اگر دل میدهی باری بدو ده
به هر خواری که آید دل فرو ده
هوش مصنوعی: اگر قلبت را به کسی میسپاری، با هر دشواری و رنجی که پیش میآید، آن را به او بده و از خودت صرفنظر کن.
گهی چون شمع میافروز از عشق
چو پروانه گهی میسوز از عشق
هوش مصنوعی: گاهی مانند شمع به خاطر عشق روشن و درخشان میشوی، و گاهی مانند پروانه از عشق میسوزی.
میندیش ار جگر خوناب گیرد
که چشم از آتش دل آب گیرد
هوش مصنوعی: نگران نباش که اگر دل به درد آید، چشمات از آتش عشق اشک نخواهد ریخت.
خراب عشق شو کاباد گشتی
غلام عشق شو کازاد گشتی
هوش مصنوعی: در عشق و محبت غرق شو تا از قید و بندهای زندگی آزاد شوی. وقتی که عشق را بپذیری، به جایگاه بندگی و خدمتگزار عشق نائل میشوی و از شرایط قبلی خود رهایی مییابی.
حدیث عشق انجامی ندارد
خرد جز عاشقی کامی ندارد
هوش مصنوعی: عشق داستانی پایانناپذیر دارد و هیچ کس جز عاشقان طعم موفقیت را نخواهد چشید.
منوش از دهر جز پیمانهٔ عشق
میاور یاد جز افسانهٔ عشق
هوش مصنوعی: از زندگی جز عشق را نچش، و از داستان عشق غیر از یادهایش را فراموش کن.
دلی کو با بتی عشقی نورزد
مخوانش دل که او چیزی نیرزد
هوش مصنوعی: اگر دلی با معشوقی عشق نورزد، آن دل را دل ننامید، زیرا چنین دلی ارزشی ندارد.
نداند هرکه او شوقی ندارد
که دل بی عاشقی کامی ندارد
هوش مصنوعی: هر کسی که شوقی در دل ندارد، نخواهد فهمید که دل بدون عشق نمیتواند لذتی ببرد.
چرا جز عشق چیزی پرورد دل
اگر سوزی نباشد بفسرد دل
هوش مصنوعی: چرا دل من جز عشق چیزی نمیخواهد؟ اگر آتشی در دل نباشد، دل هم بیفایده میشود.
مباد آندل که او سوزی ندارد
هوای مجلس افروزی ندارد
هوش مصنوعی: مبادا کسی بیاحساس به اینجا بیاید که هیچ حرارتی برای گرم کردن جمع ندارد.
برو در عشقبازی سر برافراز
به کوی عشق نام و ننگ در باز
هوش مصنوعی: به محفل عشق برو و سر بلند کن، در کوی عشق به مسائل خوب و بد فکر نکن.
کزین بهتر خرد را پیشهای نیست
وزین به در جهان اندیشهای نیست
هوش مصنوعی: هیچ چیز بهتر از خرد و دانایی نیست و در دنیا نیز اندیشهای بالاتر از آن وجود ندارد.
شنیدم پند و دل در عشق بستم
چو مدهوشان ز جام عشق مستم
هوش مصنوعی: شنیدم نصیحتهایی در مورد عشق و تصمیم گرفتم که به عشق بپیوندم. مثل کسی که از شراب عشق سرمست شده و در حال بیخبری است.
به دست عشق دادم ملک جانرا
صلای عشق در دادم جهان را
هوش مصنوعی: من زندگی و وجودم را به عشق سپردم و صدای عشق را به همهی دنیا رساندم.
وگر در دام عشق انداختم دل
شدم آماج محنت باختم دل
هوش مصنوعی: اگر در دام عشق گرفتار شوم، قلبم هدف اندوه و مشکلات خواهد شد و در نتیجه، دلباختگیام را از دست میدهم.
از این پس کعبهٔ من کوی او بس
مرا محراب جان ابروی او بس
هوش مصنوعی: از این لحظه به بعد، مکان مقدس من عشق اوست و برای من، تنها سجدهگاه و نقطهٔ نورانی زندگیام، ابروی اوست.