برگردان به زبان ساده
شبی شوقم شبیخون بر سر آورد
ز غم در پای دل جوشی برآورد
هوش مصنوعی: روزی اشتیاقی در دل من بیدار شد و از غم، طوفانی در دل به راه انداخت.
تنم زنار گبران در میان بست
دل شوریده شوری در جهان بست
هوش مصنوعی: بدن من در میان زنجیری از آیین زرتشتیان است و دل ناآرام من در سراسر دنیا شوری ایجاد کرده است.
بکلی از خرد بیگانه گشتم
چو افیون خوردگان دیوانه گشتم
هوش مصنوعی: کاملاً از عقل و خرد دور شدهام، مانند افرادی که افیون میخورند و به دیوانگی دچار میشوند.
چو زلفش بیقراری پیشه کردم
فغان و آه و زاری پیشه کردم
هوش مصنوعی: وقتی که به زیباییهای او توجه کردم، دلم پر از فریاد و ناله شد.
ز مژگان اشگ خونین میفشاندم
به آبی آتش دل مینشاندم
هوش مصنوعی: از اشکهای خونینم بر روی زمین میریختم و در دل خرد بیتابی و سوز را حس میکردم.
نمیآسودم از فریاد و زاری
نمیترسیدم از دشنام و خواری
هوش مصنوعی: هرگز از فریاد و گریه دیگران آسوده نمیشدم و از توهین و تحقیر هم نمیهراساندم.
خروشم گوش گردون خیره میکرد
هوا را دود آهم تیره میکرد
هوش مصنوعی: صدای من باعث میشود که آسمان به خود بیاید و توجه کند، و بخار آه من نیز فضای اطراف را تاریک میکند.
پیاپی زهر هجران میچشیدم
قلم بر هستی خود میکشیدم
هوش مصنوعی: به طور مکرر از درد دوری و جدایی رنج میبردم و حس میکردم که قلمی بر روی زندگیام میکشم.
همه شب گرد منزلگاه یارم
طواف کعبهٔ جان بود کارم
هوش مصنوعی: هر شب دور خانه محبوبم میگردم و این کار برای من مانند طواف در کعبهٔ جان است.
ضمیرم با خیالش راز میخواند
بسوز این بیتها را باز میخواند
هوش مصنوعی: ضمیر من در خلوت خود با خیال او صحبت میکند و این بیتها را که به یاد او سرودهام، بار دیگر مرور میکند.