برگردان به زبان ساده
ساقی بیا در جام کن آنباده گلفام را
تا ریشه از دل برکنم خار غم ایام را
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و در جام خود، آن شراب خوشرنگ و خوشبو را بریز تا من بتوانم غمها و دردهای روزگار را از دل خود بیرون بکشم.
پنهان ز مردم تا بکی نوشم بزیر خرقه می
بی پرده خواهم تا چو جم در دست گیرم جام را
هوش مصنوعی: تا کی باید از مردم پنهان باشم و در زیر این عبا شراب بنوشم؟ میخواهم بدون هیچ پرده و مانعی، مانند جم، جام را در دست بگیرم.
جز خاراند و هم بدل نگذاشت از شادی گل
آن به که آتش در زنم خاشاک ننگ و نامرا
هوش مصنوعی: برای من بهتر است که به جای شادی و خوشحالی، آتش به جان خود بیفکنم و از خاشاک و بیارزشی خود شرف و نام نبرم.
جائیکه با طنبور و نی قاضی و مفتی خورده می
چون محتسب افتد بپی رندان دردآشام را
هوش مصنوعی: در جایی که قاضی و مفتی برای شنیدن نی و طنبور نشستهاند و مشغول لذت بردن از موسیقیاند، در آنجا محتسب نمیتواند به رندان و خوشگذرانان اجازه ندهد که از شراب و لذتهای زندگی بهرهمند شوند.
این سجده تو دمبدم سرگشته پیش هر صنم
توحید خواهی جز یکی بشکن همه اصنام را
هوش مصنوعی: در هر بار که سجده میکنی، با شگفتی به هر مجسمه و idol (صنم) نگاه میکنی. اگر به دنبال یکتایی هستی، همهی این نمادها و بتها را بشکن و تسلیم یکیت کن.
چون نور بر آرام دل بودم دلارامی هوس
آخر دلارام آن شدم کز دل ببرد آرام را
هوش مصنوعی: زمانی که آرامش دل همچون نوری بر من تابید، در پی لذت و خوشی بودم. اما سرانجام آن لذت و خوشی به سمت دلم آمد و آرامش را از من گرفت.