برگردان به زبان ساده
هر شب از ایوان به کیوان بگذرد فریادِ من
هر زمان در موجِ خون افتد دلِ ناشادِ من
هوش مصنوعی: هر شب از بالای ساختمان، به آسمان مینگرم و فریاد من در هر لحظه، در دل پر از غم و اندوه من غوطهور میشود.
یا رب از من هیچ یاد آورد آنک از نزدِ او
تا برفتم یک نفس هرگز نرفت از یاد من
هوش مصنوعی: خداوندا، هیچگاه یاد آن کسی که از نزد او رفتم از ذهن من نرفته است، حتی برای یک لحظه.
جور هجران میکشم بر بویِ آن کز وصلِ او
باز بستاند شبی دیگر زمانه دادِ من
هوش مصنوعی: من در دوری و فاصلهی ناشی از جدایی، رنج میکشم و از بوی کسی یاد میکنم که اگر دوباره به وصالش برسم، زمانه به من خواهد داد.
عشق هر بارِ دگر بر من اساسی مینهاد
آمدهست این بار تا بر هم زند بنیادِ من
هوش مصنوعی: عشق دوباره بر دوش من بار سنگینی گذاشته است و به نظر میرسد که این بار آمده تا همه چیزم را زیر و رو کند.
با خردمندان اگر الفت ندارم باک نیست
عشق بر من عرضه کرد اوّل قدم استادِ من
هوش مصنوعی: اگر با دانایان و خردمندان رابطهای نداشته باشم، نگران نیستم؛ زیرا عشق، نخستین معلم من بوده است.
زین کمندم حالیا باری خلاصی روی نیست
محکم افتادهست قیدِ خاطرِ آزادِ من
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که شخص در وضعیت سختی قرار دارد و نمیتواند از قید و زنجیری که بر دلش است، رهایی پیدا کند. به عبارتی، او احساس میکند که از آزادی خود دور افتاده و نمیتواند به راحتی به خواستهها و آرزوهایش برسد. زنجیرهایی که به خاطر و احساساتش بسته شده، او را در بند نگه داشته و امکان رهایی از آن را برایش محقق نمیکند.
در نمیگنجد نزاری خانه بگرفتهست دوست
رخت گو بیرون بر از کنجِ خیال آبادِ من
هوش مصنوعی: دوست من خانهاش را با عشق و محبت پر کرده است و در این شرایط، من باید از گوشهای که در خیال خود ساختهام خارج شوم و به او بپیوندم.