برگردان به زبان ساده
ماه رویا قصدِ جانِ مردمِ بیدل مکن
کار بر بیچارگانِ ممتحن مشکل مکن
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، به فکر جان انسانهای بیدل نباش و کار را بر کسانی که در سختی هستند، دشوارتر نکن.
روزگارِ عاشقان و بیدلان برهم زدی
توبههای زاهدان و صالحان باطل مکن
هوش مصنوعی: زمانهای که عاشقان و کسانی که دلتنگ هستند را مختل کردهای، توبههای عابدان و نیکوکاران را بیاثر نکن.
چشم را رخصت مده بر خونِ ناحق ریختن
زلف را دام از برایِصیدِ بیحاصل مکن
هوش مصنوعی: چشم خود را اجازه نده که به خاطر ناحق و بیدلیل به کسی آزار برساند، و موهایت را به دام برای گرفتن چیزی بیفایده تبدیل نکن.
دلبرِ پیمانشکن را عاقبت محمود نیست
در میانِ آن جماعت خویشتن داخل مکن
هوش مصنوعی: دوست وفادار را که به عهد و پیمانش وفا نمیکند، در میان آن گروه که چنین هستند، نهایتاً به خوبی نخواهی رسید. پس خودت را در بین آنها نینداز.
عشقت از من برد صبر و عقل و هوش و دین و دل
ترکِ این بیصبر و عقل و هوش و دین و دل مکن
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که من هر چه صبر و عقل و دین و دل داشتم را از دست بدهم. پس تو این بیصبری و بیعقلی و بیدینی و بیدلی من را نادیده نگیر.
خستگان را نوشدارو ده ز لب بیزهرِ چشم
بر کنارِ آبِ حیوان شربتِ قاتل مکن
هوش مصنوعی: به خستگان و کسانی که از زندگی خسته شدهاند باید دارویی خوشایند و سالم بدهی، نه اینکه با نگاه مسموم و سمی خود، آنها را به سوی مرگ و نابودی بکشانی.
دوش با من گفت ملّاحِ خرد کای بیخبر
آشنایی در محیطِ بحرِ بیساحل میکن
هوش مصنوعی: دیشب، ناخدای دانایی به من گفت: ای بیخبر، تو در دنیای وسیع و بیپایان زندگی، آشنایی و شناختی نداری.
بانگ بر من زد خیالِ دوست کای دشمن پرست
حشو میگوید خرد فرمانِ آن غافل مکن
هوش مصنوعی: خیال دوست به من ندا داد که ای کسی که به دشمنان احساسی دارم، به زودگویی و حشو و بیهودهگویی نپرداز و با عقل و خرد، از غفلت نسبت به آنچه مهم است دور بمان.
یا به رغبت کن نزاری جورِ خوبان اختیار
یا به غفلت بر سرِ کویِ بلا منزل مکن
هوش مصنوعی: یا با میل و رغبت به سراغ زیباییها برو و آنها را انتخاب کن، یا اینکه به طور ناخواسته در مکانهایی که ممکن است برایت مشکلساز شود، جا نزن.