برگردان به زبان ساده
گر بگویم که شد از نورِ تجلّی روشن
همه جای و جهت و بام و درِ کلبهی من
هوش مصنوعی: اگر بگویم که نورِ تجلّی تمام جاها، از جمله بام و درِ خانهام را روشن کرده است.
که کند باور و با هر که بگویم بگوید
این چه حال است و محال این چه حدیث است و سخن
هوش مصنوعی: این شخص به شدت در حالتی قرار دارد که دیگران نمیتوانند آن را درک کنند. وقتی او درباره وضعیتش صحبت میکند، دیگران تعجب میکنند و میپرسند این چه وضعیتی است و چرا چنین چیزی ممکن است، و به نوعی به سخنان او شک دارند.
آفتاب آخر در زاویهای چون گنجد
آفتابی که ضیا بخشِزمین است و زمن
هوش مصنوعی: آخرین پرتوی آفتاب در زاویهای قرار میگیرد، همان آفتابی که زمین را روشن میکند و زمان را تحت تأثیر قرار میدهد.
در و بامِ که و جا و جهت و زاویه چه
همه این بود و نه غیری همه جان و بود و نه تن
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که وجود دارند، چه در و بام و چه مکان و زمان، همه اینها فقط جنبهای از وجود و زندگی هستند که در واقع تنها روح و جان را نشان میدهند و نه جسم و تن.
تا تو بیرون نروی خواجه درون ناید او
نتوان داشت دو ضد با هم در یک مسکن
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو بیرون نروی، خواجه (یا مهمان) به درون نخواهد آمد. نمیتوان دو چیز متضاد را در یک مکان کنار هم نگهداری.
یک نفس آمد و با من نفسی کرد روان
وان نفس هرگزم از سینه نیامد به دهن
هوش مصنوعی: یک بار یک نفسی با من همراه شد، اما هرگز نتوانستم آن نفس را از سینهام به زبان جاری کنم.
این عجب قصهی من در همه عالم شد فاش
باز ناگفته و دم نازده در سرّو علن
هوش مصنوعی: قصهی من به قدری جالب است که در همه جا شناخته شده، اما هنوز بدون بیان و گفتن حقیقت آن باقی مانده است.
هر زمان رنگی و بر آب زند بیش مرا
من چو واماندگان نیستم اندز یک فن
هوش مصنوعی: هر لحظه رنگ و حالتی به من میدهد، اما من مانند افرادی که تسلیم شدهاند نیستم و در این بازی غافلگیر نمیشوم.
هر نفس خرقه به رنگِدگرم میپوشد
اوست بر جامه و جان حاکم و بر شخص و بدن
هوش مصنوعی: هر لحظه، لباس جدیدی به تن میکند. اوست که بر روح و جسم فرمانروایی میکند و بر وجود فرد تاثیر دارد.
من چو بگذاشتهام مصلحتِ خویش بدو
خواه گو توبهی من بشکن و خواهی مشکن
هوش مصنوعی: من به خاطر مصلحت خودم از تو خواهش میکنم که توبهام را بشکن و اگر مایل نیستی، دست کم آن را نشکن.
نیک و بد پیشِ من و توست و گرنه زانجا
هرچه آید همه محمود بود جمله حسن
هوش مصنوعی: نیک و بد در نظر من و تو وجود دارد، و اگر اینطور نبود، هر چیزی که از آنجا بیاید، خوب و پسندیده خواهد بود.
وقت پوشیدن رازست نزاری خاموش
پردهی مصلحت از رویِ طبق بر مفکن
هوش مصنوعی: زمانی که میخواهی راز را بپوشانی، باید با احتیاط و سکوت عمل کنی و نباید مصلحتهایت را از دیگران پنهان کنی.
مگر این واقعه در خواب توان دید ار نه
توی نهای مردِ مقامات چنین، لاف نزن
هوش مصنوعی: آیا میتوان چنین واقعهای را تنها در خواب دید؟ اگر تو هم در مقامهای بلند نیستی، پس چرا اینقدر میگویی و خود را بزرگ میکنی؟