برگردان به زبان ساده
صعب کاریست سرآسیمه ی ایام شدن
بازگشتن ز رقیبان و به ناکام شدن
هوش مصنوعی: بازگشتن به روزهای پیش از رقابت و ناکامی، کار دشواری است که نیازمند تلاش و صبر فراوانی است.
می روم بی خود و باخود زجفا می گویم
تا کی از دست دل انگشت کشِ عام شدن
هوش مصنوعی: من بیاختیار و آگاه از رنجهایی که میکشم، از خودم میپرسم تا چه زمانی باید از دلضربههایی که به مردم میزنم، رنج ببرم؟
یک قدم را که نهادم دم رفتن بر دوست
وقت رجعت نتوان باز به ده گام شدن
هوش مصنوعی: زمانی که یک قدم به سوی دوست برمیدارم، دیگر امکان برگشت و بازگشت به عقب وجود ندارد. این حرکت آغازین به معنای قدم گذاشتن به سوی دوستی و عشق است که دیگر نمیتوانم به حالت قبلی برگردم.
پیش ما روی نکونیست دریغ ارنه رواست
از پی روی نکو رفتن و بدنام شدن
هوش مصنوعی: وقتی که در کنار ما کسی با خلق و خوی خوب نیست، افسوس که این قابل قبول نیست که برای پیروی از خوبیها، راهی را انتخاب کنیم که به بدنامی و ناپسندیده بودن منتهی شود.
گر خردمند بود مرد چو پیش آید کار
بایدش اول از آغاز به انجام شدن
هوش مصنوعی: اگر کسی دانا و خردمند باشد، هرگاه که کار یا مسئلهای پیش آید، باید از همان ابتدا به فکر نتیجه و پایان آن باشد.
این همان دانه ی زرق است نزاری هش دار
مصلحت نیست دگر باره سوی دام شدن
هوش مصنوعی: این همان دانه فریبنده است. ای نازکدل، آگاه باش که دیگر فایدهای در بازگشت به دام نیست.
مغز دین در سر سودای هوس نتوان کرد
از پی حرمت کافر نتوان خام شدن
هوش مصنوعی: اگر انسان به دنبال خواستههای نفسانی باشد، نمیتواند به حقیقت دین برسد. همچنین، نمیتوان به خاطر احترام به کسی که ایمان ندارد، از اصول خود کوتاه آمد.
منزل بادیه دور است و سحر گه نزدیک
دشمنان خفته صواب است به هنگام شدن
هوش مصنوعی: خانه در بیابان دور است و صبحگاه به دشمنان خوابیده نزدیکتر میشود. در این زمان به صلاح است که حرکت کرد.
حوریان منتظر آن که ببینند و تو را
شرم ناید چو مُغ آخر برِ اصنام شدن
هوش مصنوعی: حوریان در انتظارند تا تو را ببینند و تو در برابر آنها شرم نداشته باشی، مانند کسی که در برابر بتها قرار گرفته است.