برگردان به زبان ساده
نمیتوان دل یاری زخود بیازردن
نه نیز هم دل خود را ز غیر آزردن
هوش مصنوعی: نمیتوانم دل محبوب را آزار دهم و همچنین نمیتوانم دل خود را نیز به خاطر دیگران آزرده کنم.
میان این دو دلم نیست حاصلی دیگر
مگر مناظره ای کردن و غمی خوردن
هوش مصنوعی: در میان این دو حالت، هیچ بهرهای برایم نیست جز اینکه به بحث و گلهگذاری بپردازم و دلی غمگین داشته باشم.
مگر به چاره بر لب کشند جان مرا
به هیچ وجه دگر نیست چاره یی کردن
هوش مصنوعی: مگر اینکه برای نجاتم تدبیری اندیشیده شود، زیرا دیگر هیچ راه دیگری برای حل این مشکل وجود ندارد.
مشنع متعضب مگر نمی داند
که صبغت الله نتوان به حیله بستردن
هوش مصنوعی: آیا آن شخص متعصب نمیداند که رنگ God را نمیتوان به روشهای نادرست تغییر داد؟
به لا نسلّم چیزی مسلّمت نشود
چه سود آیت باطل به حجت آوردن
هوش مصنوعی: اگر چیزی را به راحتی قبول نکنیم، چه فایدهای دارد که آیات نادرست را به عنوان دلیل بیاوریم؟
ترا به عقل و گرعقل را به تو چون است
کدام یک به دگر واجب است بسپردن
هوش مصنوعی: این بیت به بررسی رابطه و وابستگی میان عقل و انسان میپردازد. به این معنا که آیا باید عقل را به انسان سپرد یا انسان به عقل. این سوال این است که کدام یک از این دو باید به دیگری اعتماد کند و نقش اصلی را در این ارتباط ایفا کند.
نه مرغ دانه ی دنیایم ای خطا بینان
چه حاصل است شما را ز دام گستردن
هوش مصنوعی: من دیگر مانند مرغی نیستم که در دانههای زودگذر دنیا بیفتم. ای کسانی که به اشتباه قضاوت میکنید، برای شما چه فایدهای دارد که دامهای خود را بگسترانید؟
من از مشیمه ی فطرت وجود یافته ام
به هرزه دایه ی عشقم نخواست پروردن
هوش مصنوعی: من از ذات و سرشت خود به وجود آمدهام و عشق من نخواست که کسی مرا تربیت کند.
چه سود سنگ ملامت زدن نزاری را
که مانده در گل عشقم ز پای تا گردن
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که من به نازنینم خرده بگیرم، وقتی که خودم در عشق غرق شدهام و از درد و عشق در گلی گرفتار شدهام.