برگردان به زبان ساده
ای آرزوی جانم در پای تو افتادن
جان بر تو فدا کردن سر پیش تو بنهادن
هوش مصنوعی: ای آرزوی جانم، میخواهم به پای تو بیفتم، جانم را برای تو فدا کنم و سرم را در مقابل تو بگذارم.
بر بوی وصال تو جاوید شوم زنده
گر دست دهد روزی در پای تو جان دادن
هوش مصنوعی: اگر روزی فرصتی پیش بیاید که در کنار تو باشم، با بوی محبوبیت تو همیشه زنده و جوان خواهم ماند، حتی اگر در این مسیر جان خود را فدای تو کنم.
گفتم مگرم روزی بنوازی و دریابی
خود بخت نمی خواهد با کار من افتادن
هوش مصنوعی: گفتم شاید روزی به من محبت کنی و متوجه خودت شوی که شانس به تنهایی کافی نیست و باید با تلاش و کار کردن به دست آید.
هیچ از دل آشفته خوشنود نی ام هرگز
تا کی به گران جانی پیش تو بر استادن
هوش مصنوعی: هرگز از دل پریشانم راضی نخواهم بود، تا وقتی که با سلامتی و سختی همراه تو بمانم.
ناید ز تو دلداری هم پیش من اولا تر
گر سعی کنی شاید در باز فرستادن
هوش مصنوعی: اگر تو تلاشی داشته باشی، شاید بتوانی دلگرمی و آرامشی به من بدهی. در غیر این صورت، هیچ امیدی به بهبود وضعیت نیست.
بر گریه ی من خندی از غایت دل سوزی
رسم است نزاری را خون از مژه بگشادن
هوش مصنوعی: تو از روی محبت و دلسوزی بر گریهی من میخندی، در حالی که این کار برای من نازکدل، همانند جاری شدن اشک از چشمانم است.