برگردان به زبان ساده
کی تواند هرکس از خود عاشقی بر ساختن
لافِ مُشتاقی زدن معشوق را نشناختن
هوش مصنوعی: هر کسی نمیتواند از خود عشق بسازد، و فقط ادعای عاشق بودن کند، در حالی که معشوق را نشناسد.
شرطِ شوقِ دوستانِ بیغرض دانی که چیست
نام و ننگ و مال و ملک و جسم و جان درباختن
هوش مصنوعی: برای اینکه عشق و شوق به دوستانی که بیدغدغه و بیغرض هستند را به دست آورد، باید تمام نام و اعتبار، ثروت و دارایی، و حتی جان و جسم خود را فدای این محبت کرد.
بیخبر تا کی زهستی لاف دینداری زدن
بینشان تا کی ز معنی تیغِ دعوی آختن
هوش مصنوعی: تا کی بیخبر خواهی ماند و از روی نادانی به دینداری خود پز خواهی داد؟ تا کی میخواهی بدون شناخت و معرفت از حقیقت، دعوا و جدل کنی؟
تا کلاهِ کبر و نازِ خواجگی ننهی ز سر
در صف عشّاق گردن کی توان افراختن
هوش مصنوعی: تا زمانی که از بزرگی و فخر و نازهای خود دست نکشی، هیچگاه نمیتوانی در صف عاشقان سر خود را بلند کنی و به جمع آنها بپیوندی.
گر عزای حرص خواهی کرد در صحرای دل
یک شبیخون بایدت بر نفسِ کافر تاختن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به خاطر حرص و طمع عزاداری کنی، باید یک شب به دل خود حملهور شوی و بر نفس سرکش و نافرمان خود تسلط یابی.
نفس را چون شیشهدان و دفع همّت را چو سنگ
سنگ را در شیشه این جا واجب است انداختن
هوش مصنوعی: نفس انسان مانند ظرف شیشهای است و باید همت و تلاش را مانند سنگی در آن قرار دهیم. در اینجا ضروری است که سنگ را در ظرف شیشهای بیندازیم، یعنی باید برای پر کردن زندگی خود با تلاش و همت، فکری بکنیم.
گر ز سوزِ عشق بگذارد نزاری باک نیست
شمع را کاری دگر نبود به جز بگداختن
هوش مصنوعی: اگر نزار از سوز عشق بگذرد، چیزی برای شمع باقی نمیماند جز ذوب شدن و سوختن.