برگردان به زبان ساده
مرا طاقت نمیباشد جدایی کردن از جانان
به مزدِ جانِ خود بر من ببخشید ای مسلمانان
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از محبوبم جدا شوم، پس ای مسلمانان، روح خود را به بهای جانم به من ببخشید.
رفیقان دردمندان را چه غیرت بیش ازین باشد
که خود را میکشیم اینجا و آنجا بیخبر جانان
هوش مصنوعی: دوستانی که درد و رنج دارند، چه احساس غیرتی میتواند بیشتر از این باشد که ما در اینجا و آنجا خود را به زحمت میاندازیم در حالی که از جانانمان بیخبر هستیم.
که را بودی جوانمردی که پیغامی بیاوردی
چه میگویم سبک روحی محال است از گرانجانان
هوش مصنوعی: کیست که جوانمردی کند و پیامی بیاورد؟ چه بگویم، سبکروحی (سبکبار بودن) از انسانهای گرانقدر و با ارزش ممکن نیست.
در آن سنگیندلان باری دریغا گر وفا بودی
حسابی بر نمیشاید گرفت از سستپیمانان
هوش مصنوعی: در میان افرادی که قلبهای سنگینی دارند، ای کاش اگر وفا و صداقتی بود، نمیشد از افراد بیوفا و سستعهد حسابی گرفت.
ملامت میکنند آنرا که با صورت نظر دارد
ولیک از عالمِ معنی ندارند آگهی آنان
هوش مصنوعی: برخی افراد از کسی انتقاد میکنند که فقط به ظاهر نگاه میکند، در حالی که خودشان از معنای عمیقتر و باطن موضوع بیخبرند.
نزاری هم نخواهد کرد تا جانش بود در تن
خلافِ رأی اهلِ دل به معبودِ خردمندان
هوش مصنوعی: نیازی به تأمل ندارد که تا زمانی که جان در بدنش است، به خواستهها و نظرهای اهل دل در مورد معبود دانا توجهی نخواهد کرد.
مگر کوری، گدایی، کودنی، گولی بود ورنه
تحاشی کنند از می بزرگان و خداوندان
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که فردی از روی نادانی و ناتوانی از نعمتهای بزرگانی که دارای علم و بخشش هستند، دوری کند؟ این نشاندهنده نادانی و کوچکی اوست.
بزرگی چیست اینجا خوردهیی دارم به گستاخی
بزرگی آن که خوش دارند یک دم خاطرِ رندان
هوش مصنوعی: اینجا یک نوع بزرگی وجود دارد که به خاطر آن، من به این大胆 بودن روی آوردهام؛ این بزرگی، شادیای است که برای مدتی کوتاه دلخوشی رندانی را میسازد.
هوا پُر نَم، زمین خرّم، قدح گردان نزاریها
مهِ شعبان و برغندان مهِ شعبان و برغندان
هوش مصنوعی: هوا پر از رطوبت و محیط اطراف سرسبز و خرم است. در این زمان، لیوانها در حال چرخش و نوشیدنیهای خوشمزهای مثل ناز و کرم در حال سرو است و همه چیز به زیبایی بیداری بهار و ماه شعبان اشاره دارد.