برگردان به زبان ساده
گر هیچ عشقت از در ناگه در آید ای جان
وز من مرا به یک ره اندر باید ای جان
هوش مصنوعی: اگر عشق تو یکباره و ناگهانی به سراغم بیاید، ای جان، باید از من به یکباره و در یک مسیر بگذری، ای جان.
دست مراد بردم خود با عدم سپردم
رفتن به راه وحدت با خود نشاید ای جان
هوش مصنوعی: من به آرزویم دست یافتم و خودم را به نبودن سپردم. رفتن به مسیر یگانگی با خود، ای جان، شایسته نیست.
گه گه چه باشد آخر گر صیقلی به رحمت
زآیینه ی وجودم زنگی زداید ای جان
هوش مصنوعی: گاهی باید دید که آخر این آینه وجودم چگونه میتواند با رحمت، زنگارها را از خود دور کند، ای جان.
بنواز جان ما را یک ره به لطف شیرین
ور نیز تلخ گویی جان می فزاید ای جان
هوش مصنوعی: به ما با لطف و kindness خودت یک بار دیگر محبت کن، حتی اگر حرفهای تلخی بگویی، تو هنوز باعث جانفزایی و افزایش روحیهام میشوی.
با ما رقیب کویت صد گونه کینه دارد
نبود عجب ز عقرب گر می گزاید ای جان
هوش مصنوعی: رقیب تو در کویت، کینههای زیادی نسبت به ما دارد. جای تعجب نیست اگر مانند عقرب، در فرصتی به ما آسیب برساند. ای جان!
چشمت به یک کرشمه گر بایدش هم این جا
باب بهشت سرمد بر ما گشاید ای جان
هوش مصنوعی: چشمانت با یک اشاره میتواند در این دنیا دروازهای به بهشت جاودانی برای ما باز کند، ای جان.
در گل ستان عشقت چون بلبلان نزاری
بر شاخسار شوقت خوش می سراید ای جان
هوش مصنوعی: در باغ عشق تو، مانند بلبلانی که درختان را زینت میبخشند، با شادی و نشاط برای تو آواز میخوانم، ای جان.
وردش همین که آخر هم تو تمام گردان
از ما و خدمت ما چیزی نباید ای جان
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در نهایت، ما هیچ چیز ارزشمندی از خود برای ارائه به تو نداریم، ای عزیز. هر آنچه که داریم به تو تعلق ندارد و باید در پایان، برگردیم به همان حالتی که ابتدا بودیم.