برگردان به زبان ساده
متنعمّان چه دانند مشقت فقیران
که چگونه روز باشد شب حبس بر اسیران
هوش مصنوعی: افرادی که در نعمت و رفاه زندگی میکنند، چه میدانند که فقیران چه سختیهایی را تحمل میکنند. آنها نمیدانند که چگونه روز به شب میگذرد و زندانیان چگونه در حبس زندگی میکنند.
به زکات حسن رویت نظری بدین گدا کن
همه خواجگان نباشند و توانگران و میران
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، نگاهی به این گدا بینداز. همه افراد مهم و ثروتمند همانند تو نیستند.
به وثاق ما کرم کن نفسی درآ و بنشین
که مقام گنج شرط است به کنج های ویران
هوش مصنوعی: به ما لطف کن و با یک نفس به نزد ما بیا و بمان، زیرا جایگاه گنجینه رازها در گوشههای ویران است.
نه فراغتی مهیا و نه راحتی میسر
تو چنین ز من گریزان به مه دی وحزیران
هوش مصنوعی: نه آرامشی برایم فراهم است و نه راحتی ای به دست میآید. تو اینچنین از من فاصله گرفتهای، هم چون دی و تابستان.
همه عالم ار بگردند و طلب کنند یاری
چو تو پاک باز ناید ز میان بی نظیران
هوش مصنوعی: اگر تمام دنیا دور هم جمع شوند و به دنبال کسی چون تو بگردند، هرگز کسی با این ویژگیهای پاک و بینظیر پیدا نخواهند کرد.
مدد حیات باقی به وصال توست جانا
چو ثبات لطف شاهان به رعایت وزیران
هوش مصنوعی: وجود و حیات من به برقراری ارتباط با تو بستگی دارد، عزیزم، همانطور که ثبات و قدرت شاهان به مراقبت و توجه وزیران وابسته است.
بر آب زندگانی چو بسوختند ما را
چه امید حوض کوثر چه ............یران
هوش مصنوعی: زندگی ما همچون آبی است که به زودی تباه میشود. در نتیجه، ما چه امیدی به پاداشهای بهشتی داریم؟ زندگی اینچنین ما را نادیده میگیرد و بیفایده به نظر میرسد.
می و چنگ برگرفتیم به طبع و زاهدان را
به بهشت باز دادیم چو خانقه به پیران
هوش مصنوعی: ما از می و موسیقی لذت بردیم و زاهدان را به بهشت هدایت کردیم، مانند اینکه خانقاه و پیران را در نظر گرفتیم.
نبود حدیث مستان ز گزند حشو خالی
نخورند چون نزاری غم ریش حرف گیران
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از مینوشیدن و حال مستان است، که در سایهی درد و رنج حرفهای بیمنطق و بیمحتوا، از آسیبهای ناشی از آن در امان نیستند. به نوعی، احساسات عمیق و ناتوانی در بیان درست احساسات، میتواند ارتباطات را تحت تأثیر قرار دهد.