برگردان به زبان ساده
ساقی فدای جان تو بادا هزار جان
بر نیم جان تشنه ی ما زن بیار جان
هوش مصنوعی: ای ساقی، جان من فدای تو باد. هزار جان هم که داشتم، همه را برای این نیمه جان تشنهام نثار کن و برای ما شراب بیاور.
مستغرق محیط خیالیم و کس نبرد
زین بحر جز به کشتی می برکنار جان
هوش مصنوعی: در دنیای خیال غرق شدهایم و هیچکس نمیتواند از این دریا خارج شود، مگر اینکه با کشتی به ساحل جان برسد.
یار آن بود که چون دم اخلاص زد به صدق
در دوستی دریغ ندارد ز یار جان
هوش مصنوعی: دوست واقعی کسی است که وقتی صدق و خلوص را در دوستی ابراز میکند، از جان خود نیز برای یارش دریغ نکند.
خود مستعد بود به وفا هم چو یار دوست
خود معتقد کند چو در افتد نثار جان
هوش مصنوعی: او خود به طور طبیعی برای وفا آمادگی دارد، مانند دوستی که به یار خود اعتقاد دارد؛ وقتی لحظهای خاص پیش آید، جانش را نیز فدای او میکند.
جامی به کف گرفته و جانی فدای دوست
جز بهر دوست باز نیاید به کار جان
هوش مصنوعی: کسی که جام می در دست دارد و جان خود را فدای عشق کرده، تنها برای عشق میکوشد و جز برای عشق، جانش به کار نمیآید.
کو مجلسی که نبودش اغیار در کنار
تا در میان نهیم به شکرانه وار جان
هوش مصنوعی: کجا مجلسی پیدا میشود که در آن بیگانگان حضور نداشته باشند، تا ما بتوانیم به شکرانه زندگیمان در کنار هم بنشینیم و لذت ببریم؟
ساغر بیار ساقی و گو زود نوش کن
بر باد و خاک و آب و هوای نهار جان
هوش مصنوعی: ای ساقی، زود برایم جامی بیاور و بگو که این فرصت را غنیمت بشمار و از زندگی و نعمتهایش لذت ببر، چون همه اینها ناپایدارند.