برگردان به زبان ساده
به دردِ عشق شدم مبتلا دوا ز که جویم
به هیچ کس نتوانم که این حدیث گویم
هوش مصنوعی: به درد عشق دچار شدم، نمیدانم از چه کسی درمانش را بخواهم، چون نمیتوانم این داستان را برای هیچکس بگویم.
ز بهرِآن که نیارم به دوست گفت و به دشمن
خوش است سرزنشِ دوست و دشمن از همه سویم
هوش مصنوعی: به خاطر این که نتوانم به دوستم توجه کنم، سرزنش او برایم خوشایند است، و انتقاد از هر دو طرف، یعنی دوست و دشمن، مرا احاطه کرده است.
زبان دراز کنم هم چو شمع سر ببریدم
ز گفتوگوی همان به بود که دست بشویم
هوش مصنوعی: اگر زبانم را دراز کنم و مانند شمع بخواهم خود را بسوزانم، بهتر این است که از گفتوگو دست بکشم و سکوت کنم.
ز بیمِ سر نکنم نیز احتیاط و لیکن
خلافِرای کسی چون کنم که عاشقِاویم
هوش مصنوعی: از ترس اینکه به مشکل نیفتم، احتیاط میکنم، اما چطور میتوانم مخالف نظر کسی عمل کنم که عاشق او هستم؟
هزار توبه بکردم ز عشق و سنگِملامت
چو باد میشکند باز توبهی چو سبویم
هوش مصنوعی: هر بار که از عشق توبه کردهام و تصمیم به ترک آن گرفتهام، با هر بار سرزنش و انتقاد، مانند شیشهای که در معرض باد قرار میگیرد، دوباره به آن عشق برمیگردم.
خیال بود مرا پیش ازین که در طلبِ وصل
به قدر وسع بکوشم به پایِ جهد بپویم
هوش مصنوعی: قبل از این که به دنبال وصال بگردم، در ذهنم فقط یک خیال بود. حالا تصمیم دارم به اندازه توانم تلاش کنم و با تمام وجود تلاش کنم.
صواب نیست جز اینم کنون که خوش بنشینم
چو دور نیست چه پویم چو با من است چه چویم
هوش مصنوعی: تنها کاری که در حال حاضر درست است این است که خوش باشم و آرام بنشینم، چرا که اگر دور نیستم، پس چه تلاشی بکنم وقتی که همه چیز در کنار من است.
به شخص ساکن کنجم به دل ملازمِ یارم
به دیده بر لب بامم به گوش بر سرِ کویم
هوش مصنوعی: در دل خود همیشه به یاد محبوبم هستم، در حال حاضر در کنج خانهام زندگی میکنم. در حالی که به آسمان نگاه میکنم، گوشم به صداهای کوچه و خیابان است.
چه حاجت است به گفتن غمِ نهانِ نزاری
بیا مطالعه کن رازِ دل ز صفحهی رویم
هوش مصنوعی: نیازی به گفتن غمهای پنهانی نیست؛ بیا و راز دل را از چهرهام بخوان.