برگردان به زبان ساده
دل گم کردهی خود را ز کجا میجویم
روز و شب در طلبش گرد جهان میپویم
هوش مصنوعی: من دل خود را که گم کردهام از کجا پیدا کنم؟ شب و روز در تلاش هستم و همه جا را برای یافتنش میگردم.
مگر از آهِ دلِ سوخته یابم اثری
هر کجا میرسم از خاک هوا میبویم
هوش مصنوعی: آیا نمیتوانم نشانی از دل سوختهام پیدا کنم؟ هر جا که میروم، بوی خاک را حس میکنم.
تا مگر زو خبری یابم و بویی شنوم
غمِ دل با همه کس میروم و میگویم
هوش مصنوعی: تا وقتی که از او خبری به دست آورم و بویی از او بگیرم، غم دل را با هر کسی در میان میگذارم و دربارهاش صحبت میکنم.
خود سر از پیش نیارم ز خجالت برداشت
که ببرد آتشِ این حادثه آب از رویم
هوش مصنوعی: از خجالت نمیتوانم خود را جلو بیاورم، زیرا این حادثه همچون آتشی است که آبرویم را میبرد.
بر دلِ شیفته آخر چه ملامت که هنوز
به هوس میل نظر میرود از هر سویم
هوش مصنوعی: دلِ عاشق چه گناهی دارد که هنوز به زیباییها و جذابیتها چشم دوخته است و از هر طرف به سوی آنها مینگرد؟
منم اکنون و نزاریِ به زاری زاری
که نه زورست و نه زر در کف و در بازویم
هوش مصنوعی: من هم اکنون در وضعیتی هستم که در غم و اندوه به سر میبرم، اما نه قدرتی دارم و نه دارایی در دست یا بازویم.