برگردان به زبان ساده
هر چه بر اندیشم از تو زار بگریم
مردمکِ دیده در کنار بگریم
هوش مصنوعی: هر چه درباره تو فکر میکنم، قلبم به شدت میتپد و اشکهایم جاری میشود. حتی مردمک چشمم هم به خاطر این احساس در کنارت اشک میریزد.
نشترِ رقّت فرو برم به رگِ جان
وزمژه خونابِ ابروار بگریم
هوش مصنوعی: در دل به شدت متاثر و غمگین هستم، چنان که میخواهم با شدت احساساتم، رنج و درد خود را به تصویر بکشم و از چشمانم اشکها به شکل رودخانهای جاری شوند.
یاد کنم زان چو سیم سیبِ زنخدان
وز حَدّقان دانهی انار بگریم
هوش مصنوعی: به یاد آن سیب نازک و زیبای زنخدانش، اشک میریزم که شبیه دانههای انار است.
سیمِ بنا گوشِ تو چو در نظر آرم
بر ورقِ زرِّ کم عیار بگریم
هوش مصنوعی: وقتی که خط نازک و زیبای تو را بر روی ورق زری که چندان با ارزش نیست تصور میکنم، به خاطر زیبایی آن به گریه میافتم.
هر نفس از حیرتِ زمرّدِ خطّت
عبرتِ یاقوتِآبدار بگریم
هوش مصنوعی: هر لحظه از زیبایی و دلنشینی خط تو، به یاد آبدار و مجلل یاقوت اشک میریزم.
تا بنسوزم ز سینه آه برآرم
تا بنشانم ز دل غبار، بگریم
هوش مصنوعی: من از شدت درد و غم، آتش میزنم به دل و از سینهام نالهای بلند میکنم تا بتوانم غبار اندوه را از دل خود برطرف کنم و اشک بریزم.
هرچه بنالم به اضطراب بنالم
هر چه بگریم به اعتبار بگریم
هوش مصنوعی: هر چقدر که از دل تنگیام بگویم، باز هم آرامش نمییابم؛ و هر چقدر هم که اشک بریزم، تاثیری در شأن و اعتبار من ندارد.
گفت کسی پیشِ من ز درِّ عدن باز
گفتمش اندر دمی هزار بگریم
هوش مصنوعی: کسی پیش من از درختان بهشتی سخن گفت و من در پاسخ به او گفتم که به اندازهای در یک لحظه گریه میکنم که شاید هزار بار گریه کنم.
از دُرَر دیده نزاری مسکین
باز مگو پیشِ من که زار بگریم
هوش مصنوعی: از اشکهایى که از چشمان من میریزد، دیگر نگو که در پیش تو غمگینم و به حال خود میگریم.