برگردان به زبان ساده
تا دُردیِ درد او چشیدیم
دامن ز دو کون در گرفتیم
هوش مصنوعی: پس از آنکه طعم درد او را چشیدیم، از هر دو جهان جدا شدیم.
با هم نفسان درد عشقش
در کنج فنا بیارمیدیم
هوش مصنوعی: ما در ناچاری و فنا، در کنار یکدیگر دردی را که به خاطر عشقش داشتیم، تجربه میکردیم.
بر بوک یقین که بوک بینیم
زهری به گمان دل چشیدیم
هوش مصنوعی: به زودی مطمئن خواهیم شد که آنچه که فکر میکردیم زهر است، در واقع طعمی خوشایند برای دل ما بوده است.
گه در هوسش ز دست رفتیم
گه در طلبش به سر دویدیم
هوش مصنوعی: گاهی در آرزوی او از دست رفتیم و گاهی برای رسیدن به او به خود سختی دادیم.
در عالم عشق او عجایب
آوازه ی او بسی شنیدیم
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، ما داستانهای عجیب و شگفتانگیز دربارهی او را بسیار شنیدهایم.
درمان چه کنیم درد او را
کین درد به جان و دل خریدیم
هوش مصنوعی: ما چه تدبیری برای درمان درد او بیندیشیم، چرا که این درد را با جان و دل خریدهایم.
عشقش چو به ما نمود خود را
صد پرده به یک زمان دریدیم
هوش مصنوعی: عشق او وقتی خود را به ما نشان داد، ما به طور ناگهانی تمام موانع و پردهها را کنار زدیم.
نور رخ او چو شعله ای زد
خود را زفروغ او بدیدیم
هوش مصنوعی: چهره او همچون شعلهای میدرخشد و ما نور او را از زیبایی و درخشش او مشاهده کردیم.
می دان تو که ما ز آب و خاکیم
زین هر دو برون رهی گزیدیم
هوش مصنوعی: تو میدانی که ما از آب و خاک ساخته شدهایم، اما با این حال راهی را برگزیدهایم که فراتر از این دو عنصر طبیعی است.
چه آب و چه خاک زآن چه ماییم
در پرده ی غیب ما بدیدیم
هوش مصنوعی: هر چه که ما هستیم، چه در قالب آب و چه در خاک، در عالم پنهان دیدهایم.
چون پرده ز روی کار برخاست
از خود نه ازاو بدو رسیدیم
هوش مصنوعی: زمانی که پرده از روی کار برداشت شد، ما به خودمان پی بردیم، نه اینکه به او نیاز داشته باشیم.
پیوستگیی چویافت نزاری
از ننگ خود از خودی بریدیم
هوش مصنوعی: اگر به پیوستگی و همبستگی برسیم، مانند نوزادانی خواهیم بود که از شرm ننگ و عیب خود رها شدهاند.