برگردان به زبان ساده
دیر برآمد که روی یار ندیدیم
جرعه ای از جام وصل او نچشیدیم
هوش مصنوعی: مدت طولانی است که از صبح گذشته اما هنوز نتوانستهایم چهره محبوبمان را ببینیم و حتی یک لحظه هم از لذت وصال او بهرهمند نشویم.
کار به هم برزدیم و هیچ نکردیم
از پس عمری که انتظار کشیدیم
هوش مصنوعی: ما هر چه کار کردیم، در نهایت نتیجهای نداشتیم و تمام این انتظارهایی که سالها کشیدهایم، بیهوده بود.
وعده ی وصلی رسیده بود به اول
خود نرسید آن به ما و ما برسیدیم
هوش مصنوعی: زمان ملاقات فرا رسیده بود، اما این ملاقات به خودِ آن نقطه نرسید. در واقع، آن وعده به ما نرسید و ما به مقصد خود رسیدیم.
با سر سررشته ی رضا نفتادیم
بس که به خود هم چو کرم پیله تنیدیم
هوش مصنوعی: ما به خاطر اینکه خیلی در خودمان غرق شدیم و مثل کرم ابریشم به دور خود پیله بافتیم، نتوانستیم به آرامش و رضایت برسیم.
با قدم اول آمدیم چو عمری
بی هده بر سمت رای خویش دویدیم
هوش مصنوعی: در آغاز راه قدم برداشتیم و در طول زندگی، بدون هدف و نشانهای، به سمت فکر و آرزوهای خود دویدیم.
نفخه ی صورِ صدایِ عشق برآمد
جمله ز تشویش هیبتش برمیدیم
هوش مصنوعی: صدای عشق مانند صدای شیپوری بلند شد و همه ما از ترس و هیبتش به وحشت افتادیم.
با ملک الموت عشق سود نکردیم
گرچه به زاری و زور باز چخیدیم
هوش مصنوعی: ما نتوانستیم با مرگ که همان ملک الموت است، عشق و محبت برقرار کنیم، هرچند که با زاری و تلاش فراوان سعی کردیم.
عاقبت الامر ترک خویش گرفتیم
وز درکات مشابهت برهیدیم
هوش مصنوعی: در نهایت خود را ترک کردیم و از مراحل شبیهسازی و مشابهت رهایی یافتیم.
هم چو نزاری ز چارچوب طبیعت
باز سوی آشیان سدره پریدیم
هوش مصنوعی: ما مانند کسی که از قید و بندهای طبیعت آزاد شده، به سمت آشیانهی سدره (درختی مقدس) پرواز کردیم.