برگردان به زبان ساده
ما نیز قیامت که بگفتند بدیدیم
با حور نشستیم و به فردوس رسیدیم
هوش مصنوعی: ما هم روز رستاخیز را دیدیم و در کنار حوریان نشسته و به بهشت رسیدیم.
زان می که حلال است چنان مست ببودیم
کز هرچه حلال است و حرام است بریدیم
هوش مصنوعی: ما از می حلال آنچنان مست بودیم که از هر چه حلال و حرام است جدا شدیم.
مستان الستیم ولی نفی گمان را
با خلق نمودیم که بی خود زنبیدیم
هوش مصنوعی: ما در حقیقت مست و سرگشتهی وجود هستیم، اما برای اینکه دیگران گمان نکنند دیوانهایم، خود را میان مردم به گونهای نشان دادیم که گویی بیخود و بیهدف به حرکت درآمدهایم.
آب خضر اینجاست که ماییم ولی چشم
باریک نظر بود سر چشمه ندیدم
هوش مصنوعی: آب حیات و جاودانگی در اینجا حضور دارد، اما من با دقت کافی نگاه نکردم و نتوانستم به منبع اصلی آن پی ببرم.
اول به دم اهل علو غره نبودیم
صوری به جهان در زسر جهل دمیدیم
هوش مصنوعی: ما ابتدا تحت تأثیر افراد با مقام و منزلت نبودیم و تنها به خاطر نادانی خود در این دنیا وارد شدیم.
دیگر به ورع جامه ی طامات ندوزیم
یک رنگ ببودیم و دوتایی بدریدیم
هوش مصنوعی: دیگر نمیخواهیم به ظاهر خود را نسبت به سختیهای زندگی نشان دهیم و به راحتی از مشکلات نمیگذریم. زمانی با صداقت و یکنواختی در زندگی پیش میرفتیم، اما حالا رنگ و لعابهای مختلفی به خود گرفتهایم و از واقعیتها دور شدهایم.
تو خود منه ای خواجه که ما هم چو گروهه
با آخر سررشته ی خود باز دویدیم
هوش مصنوعی: شما خود من هستید ای آقا، چرا که ما نیز مانند گروهی از افرادی که در جستجوی سرنخی نهایی هستند، دوباره به دنبال آن میدویم.
آن بار کژی بود که بی فایده عمری
از عقل به تنبیه و ستم می طلبیدیم
هوش مصنوعی: در آن زمان، کارهایی که انجام میدادیم بیهوده بود و در طول عمر به جای استفاده از عقل، تنها به تنبیه و ظلم خود میپرداختیم.
دیوانه ببودیم نزاری و محال است
امید به هشیاری آن می که چشیدیم
هوش مصنوعی: ما زمانی دیوانه بودیم و اکنون امیدی به بهبودی و خردمندی نداریم، زیرا آنچه را که تجربه کردیم، فراموش نمیکنیم.
گر فایده ی دیگرت از عشق نباشد
آخر نه بدین واسطه از خود برهیدیم
هوش مصنوعی: اگر عشق تو برای من سودی نداشته باشد، پس نمیتوانیم به خاطر همین عشق از خود دور شویم.