برگردان به زبان ساده
خراب کرده ی چشمان پر خمار توام
به هم برآمده از زلف تاب دار توام
هوش مصنوعی: من به خاطر چشمان پر از خواب تو به حال و روزی خراب افتادهام و زلف تابدار تو حالم را بدتر کرده است.
به چشم مرحمت ای دوست یک کرشمه که دل
ز دست شد ز سر دست پر نگار توم
هوش مصنوعی: ای دوست، تنها یک نگاه محبتآمیز از تو کافی است تا دل من از control خارج شود و کاملاً تحت تأثیر زیبایی تو قرار بگیرد.
شبان تا به سحر در میان خون گردم
مگر شبی که میسر شود کنار توم
هوش مصنوعی: ای کاش تا سپیدهدم در میان خون بگردم، تا زمانی که شبی به من دست دهد تا در کنارت باشم.
همین بسم که به فتراک خویش بربندی
اگر سمینم اگر لاغرم شکار توم
هوش مصنوعی: اگر فقط با دقت و توجه، تلهات را برای شکارم بچینی، فرقی نمیکند که من چقدر بزرگ یا کوچک باشم، تو همیشه من را شکار میکنی.
از آن زمان که دلم بردی و ندادم جان
ز بس خجالت و تشویر شرمسار توم
هوش مصنوعی: از وقتی که دل را از من بردی و جانم را ندادی، به خاطر شرمساری و خجالتی که داشتم، از تو خجالت میکشم.
منم که گر همه عالم به دشمنی یک روی
به روی کار بر آیند دوست دار توام
هوش مصنوعی: من کسی هستم که حتی اگر تمام مردم دنیا علیه من شوند، باز هم دوستت دارم.
هزار بارم اگر بفکنی و برداری
همان نزاری شوریده روزگار توام
هوش مصنوعی: اگر هزار بار هم مرا فکر کنی و فراموش کنی، من همچنان همانی هستم که در شگفت و پریشانی روزگار به سر میبرم.