برگردان به زبان ساده
شد در سر کار تو هم دنیی و هم دینم
ناداده هنوز از لب یک شربت شیرینم
هوش مصنوعی: در زمینه عشق و ارتباط با تو، دنیا و دین من تحت تأثیر قرار گرفتهاند؛ اما هنوز هم از لبیک یک جرعه نوشیدنی شیرین نصیبی نداشتهام.
بر ناله ی زار من رحمت نکنی یک شب
هم در تو رسد روزی سوز دل مسکینم
هوش مصنوعی: اگر یک شب هم به نالههای دردناکم رحمت نکنی، روزی خواهد رسید که آتش دل بیچارهام به تو خواهد رسید.
گر عمر بود روزی در بزم گه وصلت
بی درد میی نوشم بی خار گلی چینم
هوش مصنوعی: اگر عمری باقی باشد، روزی در مراسم عروسیتان بدون هیچ دردی شرابی مینوشم و گلی را از باغ میچینم.
آن جا گه تو نگذاری برگردم و ننشینم
آن جا که تو فرمایی برخیزم و بنشینم
هوش مصنوعی: در جایی که تو اجازه ندهی، من برنمیگردم و نمینشینم. و در جایی که تو دستور بدهی، من برخیزم و بنشینم.
گر عنف کنی عمری مستوجب آن هستم
ور لطف کنی روزی هم مستحق اینم
هوش مصنوعی: اگر مرا دست کم بگیری، من مدتهاست که لایق این کار هستم، و اگر با لطف و مهربانی با من رفتار کنی، باز هم روزی مستحق آن میشوم.
چندان که طلب کردم بسیار نظر بردم
یک سرو نمی بینم کز قد تو بگزینم
هوش مصنوعی: هرچقدر که در جستجوی زیباییها بودم و بسیار نگاه کردم، نتوانستم سروی پیدا کنم که به اندازهی تو زیبا باشد.
بگذار نزاری را تا روی تو می بیند
کاثار سعادت ها از روی تو می بینم
هوش مصنوعی: اجازه بده تا نزاری به تو نگاه کند، چون خوشبختیها و فرصتهای خوب را از چهرهی تو مشاهده میکند.