برگردان به زبان ساده
منم آخر که چنین بی تو جهان می بینم
نه خیال است همانا که چنان می بینم
هوش مصنوعی: من آخرین کسی هستم که بدون تو به دنیا نگاه میکنم. این چیزی که میبینم، خیال نیست و واقعاً همینطور است که میبینم.
هرچه در آینه ی رغبت دل می نگرم
نقش سودای تو بر صورت جان می بینم
هوش مصنوعی: هر زمانی که در آینه به خواستهها و آرزوهای خود نگاه میکنم، تصویر عشق و آرزوی تو را در عمق وجودم مشاهده میکنم.
تو مپندار که آن روی ز چشمم برود
بل که در هر چه نگه می کنم آن می بینم
هوش مصنوعی: نگو که آن چهره از نظر من دور میشود، بلکه هر زمان که نگاه میکنم، آن را در چیزهایی که میبینم حس میکنم.
جهل مطلق بود از خانه به بستان رفتن
تا گلستان تو بر سرو روان می بینم
هوش مصنوعی: بیخبری کامل است وقتی از خانه به باغ برویم و گلستان تو را در حال تماشای سروها ببینیم.
وگر از دست رقیبت که سرش کوفته باد
آشکارا نتوان دید نهان می بینم
هوش مصنوعی: اگر نتوانی بهطور واضح رقیب خود را مشاهده کنی، من در عمق وجودم میتوانم به آنچه پنهان است، پی ببرم.
بی تو گر روشنی از چشم نزاری برود
سهل باشد که به چشم تو جهان می بینم
هوش مصنوعی: اگر روشنی چشمانم به خاطر نبود تو برود، اشکالی ندارد، زیرا من در چشمان تو دنیا را میبینم.