برگردان به زبان ساده
عجب مدار خراباتیی چنین که منم
اگر به کوی خراباتیان بود وطنم
هوش مصنوعی: عجب ندان که من چنین آدمی هستم، اگر اینجا زادگاهم باشد که در محلهی خراباتیها زندگی میکنم.
کنشت و کعبه به فرمان روم خدا مکناد
که در ضمیر من آید که من به خویشتنم
هوش مصنوعی: کعبه و کنشت به دستور روم، برای من مهم نیست؛ تنها چیزی که برای من ارزش دارد، درونیات خودم و ارتباطم با خودم است.
خودی خود چو براندازم آن چه ماند اوست
که دوست هم چو وجودست و من چو پیرهنم
هوش مصنوعی: اگر خودم را بررسی کنم، تنها چیزی که باقی میماند، عشق است. دوست دقیقا مانند وجود است و من مانند یک پیراهن هستم.
ز پیر خرقه فرو مانده ام عجب که مرا
به هرزه توبه چرا می دهد چو می شکنم
هوش مصنوعی: من از پیر و مرشد خود اندکی دور ماندهام و تعجب میکنم که چرا وقتی به گناه میپردازم، باز هم به من توصیه میکند که توبه کنم.
تفاوتی نکند دشمن ار به دفع نظر
دو دیده برکندم دل ز دوست برنکنم
هوش مصنوعی: اگر دشمن نظرش را به من بدوزد، فرقی نمیکند؛ من دل از دوستی جدا نخواهم کرد.
اگر به دست خودم می کشد به هر مویی
سری برآورد از ذوق تیغ دوست تنم
هوش مصنوعی: اگر خودم هم به دست خودم به هر سناریویی که دلم میخواهد برسم، از هیجان و شوقی که در اثر محبت دوست دارم، سرم در میآید.
و گر به خاک فرو گویدم نزاری کو
هزار نعره برآرد که اینک از کفنم
هوش مصنوعی: اگر به خاک فرو بروم، نزاری نالهای هزاران بار برگزار میکند که اینک از کفنم پیداست.