برگردان به زبان ساده
کوزه بر دوشِ راهب دیرم
حلقه در گوش ساجد لاتم
هوش مصنوعی: یک دینیام با کاسهای در دست، در کنار یک عابد در دیر، به آواز خداوند در گوش صدا میزنم.
من که دردی کش خراباتم
فارغ از طمطراق و طاماتم
هوش مصنوعی: من که در زندگی پر از درد و ناکامیها به سر میبرم، از مد و زرق و برق دنیا بینیازم و به ظواهر اهمیت نمیدهم.
گاه از مشرکانِ توحیدم
گاه از موقِنانِ غلّاتم
هوش مصنوعی: گاهی از افراد polytheist هستم که به یگانگی خداوند معتقدند و گاهی نیز از مؤمنانی هستم که در ایمان خود شدّت و افراط دارند.
نه که در حوضِ کوثرِ تحقیق
آب جاری بود مجاراتم
هوش مصنوعی: در حوض کوثر علم و دانش، آبی جاری بود که تأثیرات من را نشان میدهد.
نه که در درجِ مدرجِ توحید
در مکنون بود عباراتم
هوش مصنوعی: عبارات من نه تنها در عمقِ مفهوم توحید قرار دارد، بلکه در جزییات و مراحل به آن دست یافته است.
به خرد می سزد مفاخرتم
به هنر می رسد مباهاتم
هوش مصنوعی: من باید به خرد و دانش خود افتخار کنم و به هنر و مهارتهایم ببالم.
عقل کلّی به اختیار دهد
بوسه بر آستانِ ابیاتم
هوش مصنوعی: عقل کامل با کمال میل اجازه میدهد که بر درگاه شعرهایم بوسه بزنم.
نفسِ قدسی به احتیاط نهد
دست بر نبضِ نفی و اثباتم
هوش مصنوعی: روح مقدس با احتیاط بر نبض وجود و عدم من دست میگذارد.
مگر افسانه گوی پندارد
که چو او راوی روایاتم
هوش مصنوعی: آیا ممکن است داستانگو فکر کند که من مانند او، قصهها و روایتها را بیان میکنم؟
نیستم از معلّمانِ جهول
نه که من ناسخِ مقالاتم
هوش مصنوعی: من جزء آموزگاران نادان نیستم، زیرا من خود نویسنده مقالات و نوشتههایم.
دیده کو تا ببیند اسرارم
گوش تا بشنود اشاراتم
هوش مصنوعی: چشم و گوش باید آماده باشند تا رازها و نشانههای من را ببینند و بشنوند.
نه نزاری به هرزه لاف مزن
بیش ازین برمگو محالاتم
هوش مصنوعی: به کسی که همیشه بیهوده و بیهدف حرف میزند، بگو دیگر از این حرفها نزن. از گفتن ناباورانههای خود دست بکش.
نه به دعوی به ابتدا گفتی
فارغ از طمطراق و طاماتم
هوش مصنوعی: نه به ادعا و تنها در آغاز کار گفتی که از تظاهر و گفتار بیمحتوا بینیازی.
یک سخن راست گفته ای از خویش
من که دردی کشِ خراباتم
هوش مصنوعی: شما به درستی از وضعیت من صحبت کردهاید؛ من که خودم درگیر مشکلات و سختیها هستم.