برگردان به زبان ساده
هر که ما را دوست دارد خلق گردد دشمنش
ترک خود باید گرفت آن را که باید با منش
هوش مصنوعی: هر کسی که ما را دوست داشته باشد، باید از کسانی که دوستش ندارند فاصله بگیرد و به کسانی که شایستهاند، نزدیک شود.
هرکه گامی زد درین ره اختیارش شد ز دست
وآن که سر پیچید ازین در خون خود در گردنش
هوش مصنوعی: هر کسی که در این مسیر قدمی برداشت، اختیارش از دستش خارج شد و آن کس که از این راه منحرف شد، به خود آسیب رساند و در عذاب باقی ماند.
این قبول از دوست می باید که باشد قصّه چیست
بخت چون برداردش گر دوست گوید بفکنش
هوش مصنوعی: این باید از دوست پذیرفته شود که داستان چیست، وقتی بخت به کسی روی میآورد و اگر دوست بگوید او را رها کن، چه باید کرد؟
عیسی از امّت چو شد بیزار ترسا را چه سود
گر چو رشته بگذرد بر چشمۀ سوزن تنش
هوش مصنوعی: وقتی عیسی از پیروان خود فاصله بگیرد، چه اهمیتی دارد که یک مسیحی، اگر مانند رشتهای از یک سوزن بگذرد، بر روی چشمهای قرار گیرد؟
گر زبان در می کشد جاهل مشو در خشم ازو
رحم کن بر چشمِ نابینا و طبعِ کودنش
هوش مصنوعی: اگر کسی بیخبر و نادان چیزی نادرست میگوید، نباید از او خشمگین شویم. باید با او مهربان باشیم، مانند فردی که به یک نابینا یا یک کودک بیتجربه کمک میکند.
مفلس ار داند که این دُر از کدامین بحر خاست
خوش کند کامِ نهنگ اندر به دست آوردنش
هوش مصنوعی: اگر فردی بیپول بداند که این مروارید از کدام دریا به وجود آمده است، باید برای به دست آوردن آن تلاش کند و این کار میتواند برای او بسیار لذتبخش باشد، حتی اگر به مانند نهنگها باشد که میخواهند به گنجینهای دست یابند.
خشک مغز از همّتِ صاحب ولایت غافل است
در شود وز موجِ دریا تر نگردد دامنش
هوش مصنوعی: انسانی که در فکر و تلاش برای رسیدن به مقام و موقعیتی است، نباید از تلاش و کوشش غافل شود، زیرا اگر از این تلاش غافل شود، به سرنوشتی نامساعد دچار خواهد شد و مانند دامن شخصی که به دریا برود و خیس نشود، امکان پیشرفت و موفقیت برای او وجود نخواهد داشت.
گنبد فیروزۀ گردون چو شب گردد سیاه
دودِ آهِ عاشقان گر بگذرد بر روزنش
هوش مصنوعی: وقتی که گنبد آسمان به رنگ سیاه درآید، اگر دودی از آه عاشقان از روزنهاش بگذرد، به دل انسان مینشیند.
قمریِ طوبا نشین و دانۀ دنیایِ دون
بالله ار جمله جهان در چشمِ جان یک ارزنش
هوش مصنوعی: پرندهای که در بهشت طوبا زندگی میکند، و دانهای از دنیاست که به خداوند با همه چیزهای جهان در نظر دل به اندازهای کوچک و ناچیز است که انگار یک دانه ارزن است.
دل برین وحشت سرایِ دهر ننهد معتقد
چون بود روح القدس را کنجِ گلخن مسکنش
هوش مصنوعی: دل در این دنیای پر از وحشت و مشکلات آرام نمیگیرد. این گونه نیست که کسی به وجود روحالقدس ایمان داشته باشد و در عزلت و تنهایی، مانند مکانی برای سکونت در گوشهای تاریک و خالی زندگی کند.
هر که شد حاشا کُم الله زالِ دنیا را زبون
مرد نَبوَد بل که کم دانند مردان از زنش
هوش مصنوعی: هر کسی که به خدا پناه برد، از مشکلات دنیا نجات مییابد و هیچ مردی از دست شرایط ضعیف نمیتواند نجات پیدا کند، بلکه مشکل در کمدانشی مردان در مورد زنان است.
شیشۀ بایست و نا بایست را چون زلفِ دوست
گر نمی خواهی که باشی زن صفت بر هم زنش
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی همچون زنی کمصفت باشی که به زلف دوست گرفتار شده، باید سعی کنی که خودت را درگیر امیدها و ناامیدیها نکنی.
یار بت روی است و می گوید نزاری غیرِ من
گر همه میثاقِ اسلام است چون بت بشکنش
هوش مصنوعی: دوست من زیبا و جذاب است و میگوید، اگر کسی جز من بخواهد به عهد و پیمان اسلام پایبند باشد، مانند این است که بت را بشکند.
مَرغ زارِ دهر پر شیرست و ناممکن بود
بی سمومِ قاتل ار خواهی نسیمِ گلشنش
هوش مصنوعی: در دنیای فعلی، زندگی پر از چالشها و مشکلات است و دستیابی به آرامش و زیبایی ممکن نیست مگر با تحمل سختیها و موانع خطرناک. اگر میخواهی از هوای مطبوع و دلپذیر زندگی بهرهمند شوی، باید با سختیها و شرایط دشوار کنار بیایی.