برگردان به زبان ساده
هیهات نزاری بنگر بوسه ستانش
زلفش بکش و لب بگز و بوسه ستانش
هوش مصنوعی: هیهات! ای نزار، به او نگاه کن که چقدر زیباست. زلفش را بکش، لبش را بزن و از او بوسه بگیر.
با آن که چنین است مشو غرّه به حسنش
بی کار چرا باشی مگذار چنانش
هوش مصنوعی: هرچند او زیباست، اما فریب زیباییاش را نخور و سعی کن بیهدف نمانی؛ پس نگذار که به این زیبایی مغرور شوی.
مگریز ز تیرِ مژۀ مستش اگرچه
تا گوش کشیده خمِ ابرویِ کمانش
هوش مصنوعی: از تیر نگاه خیره و جاذبش فرار نکن، هرچند که ابروهایش به شکل کمانی قوس خورده و تا گوشش کشیده شده است.
تا از لبِ شیرینش بوسه نستانی
شیرین ست چه می دانی یا شور دهانش
هوش مصنوعی: اگر از لبهای شیرین او بوسه نگیری، چطور میتوانی طعم شیرینی یا شادی دهانش را درک کنی؟
تا بویِ نمک دارد یا لذّتِ شکّر
جز آن نشناسد که مکیده ست دهانش
هوش مصنوعی: هرکس که طعم شیرینی یا بوی نمک را تجربه کرده باشد، میداند که چه لذتی دارد و فقط کسی که این مزه را چشیده باشد، میتواند آن را درک کند.
سر در سرِ شیرینِ لبش کرد چو فرهاد
با هر که نویدِ شکری داد زبانش
هوش مصنوعی: فرهاد، چون به لبهای شیرین او نزدیک شد، به هر کسی که خبر خوشی از او داد، زبانش به شکرگزاری باز شد.
آن کس که ببوسید گمان است یقینش
وآن کس که نبوسید یقین است گمانش
هوش مصنوعی: کسی که بوسهای میزند، به نظرش در حال باور داشتن است، در حالیکه کسی که بوسه نمیزند، فقط گمان میکند که احساسش واقعی است.
از تیرکشِ غمزۀ او روی نپیچید
گر هر مژه در دیده شود هم چو سنانش
هوش مصنوعی: اگرچه هر مژهاش به تیرهای تند شبیه است و میتواند آزاردهنده باشد، اما نباید از جاذبۀ نگاه جذاب او دور شد و نباید دست از محبت او برداشت.
بی چاره نزاری چه حکایت کند از وصل
هرگز به کناری نرسیده ز میانش
هوش مصنوعی: بیچاره نزاری چه میتواند از وصال بگوید، در حالی که هرگز به کناری نرسیده و از میانش جدا نشده است.