برگردان به زبان ساده
وَه وَه از جانِ به لب آمده بر بویِ لبش
وزتنِ مانده خیالی ز خیالِ قصبش
هوش مصنوعی: شخصی به شدت عاشق و دلباخته شده است و به خاطر عشق خود در حال جان دادن است. او به بوی لب معشوقش فکر میکند و از خیال آن لبها، تصاویری در ذهنش نقش بسته است. احساسات و یادهای او به حدی قوی و پررنگ است که باعث میشود هر لحظه احساس نزدیکی و دوری از معشوق را با شدت تجربه کند.
زلف و رویش هبل ولاتِ منِ مجنون اند
شب و روزِ منِ آسیمه سر از روز و شبش
هوش مصنوعی: شعر به زیبایی اشاره دارد به اینکه موی زیبا و چهره دوست محبوب، دیوانه و هوسران مرا در شب و روز دچار هیجان و شیدایی کرده است. من همچنان در این حالت سرگردان و آشفته به سر میبرم و این وضعیت از زیباییهای او ناشی میشود.
ز ابتدا بی دلی و شیفته رایی کردن
از کجا خاست مرا با تو بگویم سببش
هوش مصنوعی: از همان ابتدا، بیدلی و شیفتگی به تو در من به وجود آمد. بگو از کجا ناشی شد که این احساسات مرا درگیر خود کردند.
بوسه یی چند به من داد وز آن وقت چنین
جگرم گرم شده ست از لبِ هم چون رطبش
هوش مصنوعی: چند بوسه به من داد و از آن زمان دل من گرم شده است، مثل رطب که از گرما لذت میبرد.
زندگانیِ من و عمرِ گرامی آن است
که بقایایِ بقا صرف کنم در طلبش
هوش مصنوعی: زندگی من و عمر ارزشمندم به این میگذرد که با باقیماندههایم در پی او باشم.
گر دلم برد نگارا به سرِ زلفِ تو دست
من نیارم تو بفرمای به واجب ادبش
هوش مصنوعی: اگر دل من به سوی تو و به خاطر زیباییهای زلفهایت بربوده شود، من نمیتوانم مانع این عشق شوم، تو فقط بفرما تا محبت و ادب لازم را به جا آورم.
گر چه بی وجه بود عیب و ملامت کردن
بی دلی را که بود آرزویت مستحبش
هوش مصنوعی: هرچند عیبجویی و سرزنش بیدلی ممکن است بیمنطق باشد، اما برای کسی که دلش آرزوی آن را دارد، این کار خوشایند و مطلوب است.
شرحِ حسنِ تو به تفضیل نمی یارم گفت
گاه گاه از پیِ تخفیف کنم منتخبش
هوش مصنوعی: نمیتوانم به طور مفصل زیباییهای تو را توصیف کنم، اما گاهی اوقات برای تخفیف و سادهتر کردن موضوع، به ذکر بعضی از ویژگیهای خاص تو میپردازم.
گر جهان خلد برین است نزاری را بس
سرِ کویِ تو مقاماتِ نشاط و طربش
هوش مصنوعی: اگر دنیا بهشت برین است، برای نزار، فقط در کوی تو، مقامهای شادابی و خوشی وجود دارد.