برگردان به زبان ساده
گر به جانان زنده ای جان گو مباش
هجر باشد وصلِ جانان گو مباش
هوش مصنوعی: اگر به محبوب خود زندهای، دیگر به جان خود فکر نکن، زیرا دوری از او، مانند وصال به محبوب است، پس از خود غافل باش و فقط به او فکر کن.
درد را هم درد درمان است و بس
دردِ ما را هیچ درمان گو مباش
هوش مصنوعی: دردها تنها با درد دیگری درمان میشوند و هیچ راه حلی برای درد ما وجود ندارد.
ما ز منزل فارغیم اینک قدم
راهِ ما را هیچ پایان گو مباش
هوش مصنوعی: ما اکنون از منزل خود دور شدهایم و قدمزدن ما هیچ پایانی ندارد؛ بنابراین، ناامید نباش.
تا قیامت مستِ او خواهیم بود
عشقِ ما را هیچ نقصان گو مباش
هوش مصنوعی: ما تا قیامت عاشق او خواهیم ماند و هیچ چیز نمیتواند عشق ما را کم کند.
مردِ ترتیب و تکلّف نیستیم
کارِ ما را هیچ سامان گو مباش
هوش مصنوعی: ما آدمهایی نیستیم که اهل نظم و تشریفات باشیم، پس کار ما را به سامان و ترتیب خاصی نرسان.
شمعِ ما را هیچ نوری گو مبخش
کفرِ ما را هیچ ایمان گو مباش
هوش مصنوعی: به ما هیچ نوری نده و در عوض هرگز به ما ایمان نیاور.
چون ز ما برخاست تکلیفِ قلم
حرفِ ما را هیچ برهان گو مباش
هوش مصنوعی: وقتی که از ما وظیفهی نوشتن برمیخیزد، هیچ دلیلی برای توضیح حرفهای ما وجود ندارد.
خلدِ درویشانِ صادق خلوت است
خلدِ ما را هیچ رضوان گو مباش
هوش مصنوعی: بهشت درویشان راستین، مکان آرام و دلنشینی است. اما بهشت ما را به هیچ وجه به آن نمیتوان مقایسه کرد.
چون نزاری هست ما خود نیستیم
مٌهر اگر باشد سلیمان گو مباش
هوش مصنوعی: اگرچه ما در مقام نازک و بیچارهای مثل نزار هستیم، اما خود را کمارزش نمیدانیم. اگر قدرت و موقعیتی مثل سلیمان داشته باشیم، نباید از خودخواهی و مغرور شدن دور شویم.