برگردان به زبان ساده
امید بستم و نگشاد هیچ کار هنوز
در اوفتادم و یاری نکرد یار هنوز
هوش مصنوعی: به امیدی که داشتم، هیچ کاری انجام نشد و هنوز در مشکلات خودم ماندهام و یارم هم کمکی نکرده است.
گذشت عمرم و بختم نشد موافق طبع
که برخلاف مرادست روزگار هنوز
هوش مصنوعی: عمر من سپری شد و سرنوشت با خواستههایم هماهنگ نشد. هنوز هم روزگار برخلاف آرزوهایم در حال گذر است.
میان قلزم هجرم غریق و نیست پدید
کنار وعده و پایان انتظار هنوز
هوش مصنوعی: در دل دریاهای فراق غرق شدهام و هیچ چیزی قابل مشاهده نیست. در کنار وعدهها و پایان انتظار، هنوز کسی نیامده است.
به هیچ خوف و رجا منقطع نخواهد شد
امیدم از شرف وصل آن نگار هنوز
هوش مصنوعی: هرگز امیدم نسبت به وصال آن معشوق زیبا از بین نخواهد رفت، چه ترس داشته باشم و چه امید، همچنان به عشق او دل بستهام.
کجایی ای که بکشتی ز انتظار مرا
جهان بگشت و فریب تو برقرار هنوز
هوش مصنوعی: کجایی که به خاطر نبودنت، لحظهها و دنیا در انتظار تو سپری شد و حتی با وجود این همه زمان، فریب عشقت همچنان وجود دارد.
ز خون دیده برآمد کنار تا به میان
نیامده ست میان تو در کنار هنوز
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی احساساتی عمیق و درد را منتقل میکند. شاعر از اشکهایی صحبت میکند که در کنار او ریخته شدهاند، نمادی از غم و اندوهی است که در دل او وجود دارد. این احساسات هنوز هم در زندگی او جاری هستند و نشاندهندهی این است که رغم گذشت زمان، درد و غم او همچنان در کنار او باقی مانده است.
روا بود که تو نامهربان وفا نکنی
به یک قبول پس از وعدهٔ هزار هنوز
هوش مصنوعی: این صحبت به این معناست که جایز است که تو به کسی که امیدوار به وفای تو بوده، بیرحمانه عمل کنی و بعد از هزار بار وعده، هنوز هم وفا نکنی.
رعایتی اگرت دل دهد توانی کرد
به دست مرحمت توست اختیار هنوز
هوش مصنوعی: اگر دل و نیرویی برای رعایت دیگران داری، تواناییات به دست محبت و بخشش توست و هنوز اختیار دست خودت است.
پس از هزار جفا مقدم نزاری بین
که هست بر سرعهد تو استوار هنوز
هوش مصنوعی: پس از هزاران رنج و سختی، ای نازنین، توجه کن که هنوز هم به پیمان تو پایبندم و بر سر آن ایستادهام.