برگردان به زبان ساده
اگرچه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
هوش مصنوعی: اگرچه دلم را به کسی سپردم، اما زندگیام هنوز به او وابسته است زیرا که هنوز به او وفادار ماندهام.
ندانم از پی چندین جفا که بر من کرد
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز
هوش مصنوعی: نمیدانم به خاطر چه همه بیمهریهایی که به من شده، هنوز یاد و محبت او در دل من باقی مانده است.
به لابه با دل گفتم ز خاطرش بگذار
جواب داد فلانی مگر کجاست هنوز
هوش مصنوعی: با دل خودم به زاری گفتم که به خاطر او فراموشش کنم، اما دل جواب داد: "فلانی، او کجاست که فراموشش کنی؟ هنوز که در یاد توست."
چو مرده باشم اگر بگذرد ز خاک لحد
هزار نعره برآرم که جان ماست هنوز
هوش مصنوعی: اگر من مرده باشم و از خاک گور بگذرد، هزاران فریاد بلند میکنم که هنوز جان من وجود دارد.
کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق
میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز
هوش مصنوعی: کجاست محل قاضی که در بحث عشق، هنوز داستان عاشق و معشوق ادامه دارد؟
عداوت از قبل آن شکسته پیمان است
وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز
هوش مصنوعی: عداوت و دشمنی ناشی از نقض عهدی است که قبلاً انجام شده، و اگر نه، از سوی ما همچنان دوستی و صمیمیت باقی است.
نیازمندی من در قلم نمیگنجد
قیاس کردم از اندازه ماوراست هنوز
هوش مصنوعی: نیازهای من آنقدر بزرگ و وسیع است که نمیتوان آنها را با کلمات توصیف کرد و به نظر میرسد که این نیازها فراتر از حد و اندازههای معمول هستند.
بیا و روی ز من بر متاب و دستم گیر
که در سرم ز تو آشوب و فتنههاست هنوز
هوش مصنوعی: بیا و از من روی برگردان نکن و دستم را بگیر، زیرا هنوز در قلبم به خاطر تو آشفتگی و مشکلاتی وجود دارد.
سلام من برسان ای صبا به یار و بگوی
که خاطر از سر عهد تو برنخاست هنوز
هوش مصنوعی: سلام من را به یار برسان و بگو که هنوز دل من از یاد تو خالی نشده است.
حکایتش کن اگر پرسد از نزاری زار
که چون به درد تو بیچاره مبتلاست هنوز
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو درباره زاری و درد دل نزار بپرسد، حکایتش را برای او بگو، زیرا او هنوز هم دچار همین دردهاست.