برگردان به زبان ساده
گر مرا عقل کشد پای و سر اندر زنجیر
نیست از کوی توام یک نفس ای دوست گزیر
هوش مصنوعی: اگر عقل مرا به زنجیر ببندد و از پا و سرم نگهداری کند، باز هم نمیتوانم از مسیر تو بگریزم، ای دوست، حتی بهاندازه یک نفس.
میل هر چیز به اصل و مرا میل به تو
همچنان است که آتش متعلق به اثیر
هوش مصنوعی: میل هر چیز به حقیقت و خاستگاه خود است و من نیز به تو تمایل دارم، همچنان که آتش به عنصر خود وابسته است.
هرچه جز قامت تو گر همه اوج فلک است
راستی در نظر همّت من هست قصیر
هوش مصنوعی: هر چیزی جز قامت تو، حتی اگر بلندترین قلههای آسمان باشد، در نظر من به حقیقت، کم است و ناقص.
این توان گفت که خورشید غلام رخ توست
در نکویی به تو چیزی نتوان کرد نظیر
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که میتوان گفت خورشید، به خاطر زیبایی تو، مانند یک خدمتگزار است. هیچ چیز نمیتواند به اندازهی تو، در زیبایی و شایستگی، قابل توجه باشد.
گر به دامن کشیاش تربیتی فرمایی
هر شب از چرخ ببوسد قدمت بدر منیر
هوش مصنوعی: اگر او را در آغوش بگیری و تربیت کنی، هر شب به خاطر تو از فلک پاهایت را خواهد بوسید.
از سر زلف به عطّار صبا ده تاری
تا دماغ من بیمغز کند پر ز عبیر
هوش مصنوعی: از پیچ و تاب زلفت، نسیم صبحگاهی را بخواه که بویی شیرین و دلانگیز به وجودم ببخشد و ذهنم را پر از عطر کند.
ناف آهوی خَتن خشک شود در شکمش
گر به چین برگذرد باد ز کویت شب گیر
هوش مصنوعی: اگر بادی از سوی تو بوزد، ممکن است دلبر زیبا و دلنشین من، مانند آهویی که در دشت ختن زنده است، به شدت تحت تأثیر قرار گیرد و در دلش عشق و محبتش خشک شود.
مرده از بوی عرقچین تو جان یابد باز
قرطهٔ یوسف یعقوب نکرد این تأثیر
هوش مصنوعی: مردگان از بوی خوش عرقچین تو زنده میشوند، اما قرطهٔ یوسف (پیشکش یعقوب) اینگونه تأثیر نگذاشت.
هم ز جایی بود آشوب نزاری آری
بلبل شیفته بر هرزه نیاید به نفیر
هوش مصنوعی: در جایی که ناامیدی و بینظمی وجود دارد، بلبل عاشق هرگز به صدای ناهنجار توجّه نمیکند.