برگردان به زبان ساده
زان پیش کآفتاب ز مشرق کند ظهور
آثار فیض حق متجلّی شود ز طور
هوش مصنوعی: قبل از اینکه آفتاب از سمت شرق طلوع کند، نشانههای رحمت الهی مانند نور درخشان از کوه طور نمایان میشود.
ای ساقیای که رشک برند و خجل شوند
از قامت تو طوبی و از طلعت تو حور
هوش مصنوعی: ای ساقی، تو آنقدر زیبا و دلربا هستی که درختان طوبی و حورهای آسمانی به جمال و قامت تو حسد میورزند و شرمنده میشوند.
زآن آب ده کز آتش طبعش به خاصیت
سقف دماغ پر کند از دودهٔ بخور
هوش مصنوعی: از آن آبی که به خاطر ویژگیهای خاصش، بخار آن به مانند دودی در فضای درون دماغ پخش میشود.
بر آتشم زن آبی کز عکس برق او
گردد سواد سینهٔ مخمور غرق نور
هوش مصنوعی: آتش من را خاموش کن با آب، تا از تماشای زیبایی او، دل شاداب و سرشار از نور شوم.
تا من به کام دل غزل حسب حال خویش
اینجا ادا کنم چو سرایندهٔ زبور
هوش مصنوعی: تا زمانی که بتوانم احساسات و حالات قلبیام را در قالب غزل بیان کنم، مانند کسی که آوازی دلنشین میسراید.
شد خاطرم به تربیت عاقلان نفور
دیوانه میشوم ز محال دل صبور
هوش مصنوعی: به خاطر تربیت انسانهای عاقل، حالا احساس میکنم که به دیوانگی نزدیک میشوم و صبوریام را از دست میدهم.
از ناصحان مصلحت اندیش دوربین
نزدیک شد کز اسلام افتم به کفر دور
هوش مصنوعی: از مشاوران و مدافعان مصلحت اندیش دور شدم، زیرا با نزدیک شدن به آنها، از دین اسلام دور گام گذاشتم و به کفر نزدیک شدم.
از زاهدان عهد نیاموختم مگر
فسق و فساد و فحش و فسون و فن و فجور
هوش مصنوعی: از عابدان چیزی یاد نگرفتم جز بدیها و گناهان و افراط در گفتار و کارهای نادرست.
باری نصیحتی نکنندم جماعتی
کافتادهاند و بوده چو من در چنین فتور
هوش مصنوعی: به هر حال، عدهای نمیخواهند به من نصیحت کنند، چون خودشان نیز در چنین شرایطی مشابه من قرار دارند.
من در قیامتم ز ملامتگران عشق
کو در دمید قصّهٔ من در جهان چو صور
هوش مصنوعی: من در روز قیامت از کسانی که به عشق عیب میگیرند، خالیدل و بیتوجه خواهم بود. داستان من در دنیا همچون فریادی است که در فضا طنینانداز میشود.
تا چند خاطر از می و مطرب فریفتن
بر بوی آنک خیر بود آخر الامور
هوش مصنوعی: چرا همچنان باید از شراب و نوازنده فریب بخوریم، در حالی که در نهایت، این کار تأثیری نخواهد داشت و خیر و نیکی در آخرین روزهاست؟
چون اهل روزگار نیام سخرهٔ مجاز
نه راغب حواری و نه طالب قصور
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه من جزو اهل زمانه نیستم، نه به دنیای فریبنده علاقهمندم و نه به دنبال مقامات و مقامنشینان هستم.
آزادم از بهشت اضافی و فارغم
از هر که دل فریفته گردد بدین غرور
هوش مصنوعی: من از بهشت بیمورد و اضافی آزاد هستم و از هر کسی که به این خودپسندی دل ببندد، بینیاز و رها هستم.
گر دوزخ و بهشت ندانی نزاریا
تأویل آن زمن بشنو غیبت و حضور
هوش مصنوعی: اگر بهشت و جهنم را نشناسی، از آنچه در باطن و ظاهر آنها وجود دارد آگاه باش. حاکمیت و غیاب آن را درک کن.