برگردان به زبان ساده
بس که خوردیم تازیانۀ دور
پا کشیدیم بر کرانۀ دور
هوش مصنوعی: به قدری سختی و رنج کشیدیم که از ادامه ی آن خسته شده و از مرزها فاصله گرفتهایم.
قندِ شیرین و زهرِ تلخ به هم
هر دو دیدیم در خزانۀ دور
هوش مصنوعی: ما در دوران گذشته هم طعم شیرینی را چشیدهایم و هم تلخی را.
گهگهی شوقِ عشقِ پوشیده
جلوه میکرد در میانۀ دور
هوش مصنوعی: گاهگداری شور و شوق عشق نهان، به شکلی زیبا و خوشایند در دل زندگی نمایان میشود.
عاقبت آمد از کمانِ مراد
تیرِ امّید بر نشانۀ دور
هوش مصنوعی: سرانجام تیر آرزو از کمان خواسته به هدف دوری اصابت کرد.
تا گوارنده خنبکی باقی
مانده بود از شرابخانۀ دور
هوش مصنوعی: تا زمانی که یک جرعه از شرابخانه باقی مانده بود، در خوشی و سرمستی به سر میبرد.
تا به اکنون به کوزه میپیمود
بیش و کم قابض زمانۀ دور
هوش مصنوعی: او تا کنون به کوزهای در حال نوشیدن مشغول بوده و زمان را در دامنهای از خوب و بد درک کرده است.
هین که زین پس رسید کوزه به دُرد
شد تهی خنبِ باقیانۀ دور
هوش مصنوعی: ببینید، از این به بعد زمانی که کوزهای دیگر به دُرد برسد، تهی و خالی خواهد شد و نشانهای از باقیماندههای گذشته در آن نخواهد بود.
منقطع شد بهانۀ ساقی
ختم شد مقطعِ فسانۀ دور
هوش مصنوعی: بهانهها و توجیهات ساقی تمام شد و داستانی که قبلاً نقل میشد، به پایان رسید.
حالیا لامحاله زود نه دیر
متبدّل کند یگانۀ دور
هوش مصنوعی: اکنون به طور حتم، به زودی و به موقع، تغییراتی در وضعیت خاص و بینظیر به وجود خواهد آمد.
خود نزاری چو مرغ تسلیم است
بود فارغ ز دام و دانۀ دور
هوش مصنوعی: شما همچون پرندهای تسلیم هستید که از دام و دانهی دور بیخبر و آزاد است.