برگردان به زبان ساده
هرگزم عشق نشد از سرِ پُر سودا دور
عشق از مشعلۀ نار برانگیزد نور
هوش مصنوعی: هرگز عشق من از افکار پریشان دور نشد، زیرا عشق همچون شعلهای از آتش، نور و روشنی میآفریند.
من نه بر قاعدۀ عقل و خرد سیر کنم
که منم شیفته و شیفته باشد معذور
هوش مصنوعی: من طبق منطق و عقل رفتار نمیکنم، چون عاشق هستم و عشق به من اجازه میدهد که غیرمنطقی باشم.
طاقتِ نورِ تجلّی و چو من مسکینی
نشنیدی صفتِ حالِ کلیمالله و طور
هوش مصنوعی: تحمل نور فراوان تجلی را نداری، و همچنین حال و صفت موسی کلیمالله و کوه طور را نمیتوانی بشنوی.
نظری از طرفِ سَتر برون کرد و مرا
بیخبر کرد چنین در صفتِ کشف و ظهور
هوش مصنوعی: نگاهی از سمت سَتر به سوی من آمد و بدون اینکه متوجه شوم، مرا در وضعیت کشف و نمایان شدن قرار داد.
من و پروایِ کسی این چه حدیث است خموش
آخر آنجا که تواند که کند میل به حور
هوش مصنوعی: من و نگران کسی بودن چه معنایی دارد؟ بهتر است که سکوت کنیم، زیرا در جایی که امکان جذب به زیباییها وجود دارد، هیچکس به فال و غمهای دیگر توجهی نمیکند.
از من آن حال مپرسید که چون بود و چه رفت
مست و لایعقلم از جرعۀ آن جامِ طهور
هوش مصنوعی: حال من را نپرسید، چرا که در حالت مستی و بیخیالی ناشی از نوشیدن آن جام پاک و روحبخش، هیچ چیز برایم مهم نیست.
نه از آنم که به غیری متعلّق باشم
مغز را گرم کند عاقبتالامر غرور
هوش مصنوعی: من از آن دسته نیستم که به کسی غیر از خودم وابسته باشم، زیرا در نهایت، این غرور است که انسان را به اشتباه میاندازد.
مردۀ جهل نشد زنده وگرنه نافخ
دیر شد تا به جهان در بدمیدهست این صور
هوش مصنوعی: جهل به صورت مردهای باقی مانده و اگر زنده میشد، نور و روشنی به دنیا نمیرسید. این حقیقتی است که در دنیا به وضوح دیده میشود.
من و کنجِ خود و گنجِ سخن و نقدالوقت
تو و موعودِ می و منتظرِ حور و قصور
هوش مصنوعی: من در گوشهای از دنیا به فکر و سخن مشغولم، و تو در زمان حال به انتظار میگذرانی، در حالی که به می و وعدههای بهشتی و لذتها فکر میکنی.
آه از دستِ نزاری که سری پر سودا
میکند رازِ دلم فاش و نترسد ز غیور
هوش مصنوعی: آه از دست کسی که افکاری پر از آرزو دارد و راز دلم را روشن میکند، بدون اینکه از عشق و غیرت بترسد.
خوش دلم زان که نباشند محبّان خَصمم
روزِ محشر که برآرند سر از خاکِ قبور
هوش مصنوعی: دل من شاد است چون در روز قیامت، دوستداران و یارانی که برایم خاص و ویژه بودند، از خاک قبرهایشان برمیخیزند و به یاد میآورند.