برگردان به زبان ساده
مرا نماز نبوده ست هوش یار به عید
بیا که وقتِ نیازست می بیار به عید
هوش مصنوعی: به من در این روز عید، حواسم نیست و نمیتوانم درست فکر کنم. بیا و در این لحظه که نیاز به تو دارم، با خودت چیزی بنوشان.
ثوابِ آخرتت را دو گانه ای بگزار
سه کاسه یی به صبوحی به من سپار به عید
هوش مصنوعی: ثواب آخرت خود را به دو بخش تقسیم کن و سه کاسه پر از شراب را در صبح عید به من بده.
شبِ برات گرفتم بهانه می کردی
چو روزۀ رمضان تا کی انتظار به عید
هوش مصنوعی: در شب برات، بهانه میگرفتی مانند انتظار روزه در ماه رمضان تا کی باید منتظر عید باشم.
چرا که مست نباشم چنان که بنمایند
به یک دگر همه خلقم هلال وار به عید
هوش مصنوعی: چرا نباید حالتی داشته باشم که همه مردم به من به عنوان کسی که در جشن و عید است نگاه کنند؟
کجاست مطرب و چنگ و دف این چه رسوایی ست
ازین نباشم هرگز به اختیار به عید
هوش مصنوعی: کجاست نوازنده و ساز و دف؟ این چه رسوایی است! هرگز با اختیار خود به جشن نخواهم رفت.
خطیب مست شبانه ست و مقرّی ک خاموش
ز الصّلاتِ تو کی بشکند خمار به عید
هوش مصنوعی: در شب جشن، سخنران مست و شاداب است و کسی که گوش میدهد، خاموش است. آیا هیچگاه در این حالت، روزهداری میتواند به خاطر شادی عید، خمار و سست شود؟
ز دستِ ساقی و شاهد نه او که شیخ اسلام
فرو برد به تبّرک می آشکار به عید
هوش مصنوعی: این شعر به اشاره به لحظهای اشاره دارد که در آن یک میخانه و ضیافت شراب به دلیل حضور ساقی و شاهد، محفل شادابی و محبت را به وجود میآورد. در این مورد، حتی شخصیتهای بزرگ و مذهبی چون شیخ اسلام نیز در برابر این شادی و خوشنودی قرار میگیرند و به نوعی به این جشن و نشاط تبرک میجویند. این تصویر نمادین نشاندهندهی تضاد میان تعهدات و سنتهای مذهبی و لذتهای دنیوی است.
ثلاثه یی بدهش تا فرازِ منبرِ وعظ
فصاحتی کند این پیرِ شرم سار به عید
هوش مصنوعی: سهسری به او بده تا در بالای منبر وعظ به خوبی سخن بگوید. این پیر شرمنده در روز عید.
صبوح اگر چو نزاری روی به لطفِ کلام
درآمدی و بکردی شکر نثار به عید
هوش مصنوعی: اگر در صبحگذرانی، مانند نزار با کلامی زیبا و شیرین روی به مهربانی گردی و در روز عید شکرگزاری کنی، چه خوب خواهد شد.