برگردان به زبان ساده
خوش آید به آوازِ بلبل نبید
سحر کاسه یی دو بباید چشید
هوش مصنوعی: صدای دلنواز بلبل در صبحگاه خوشایند است و برای لذت بردن از زندگی باید گاهی نوشیدنی مفرحی را امتحان کرد.
جمادی بود گر نجنبد ز جای
که آواز بربط به گوشش رسید
هوش مصنوعی: اگر موجودی بیحرکت و بیجان وجود داشته باشد و صدای ساز به گوشش برسد، ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد و حرکت کند.
دمِ نقد را دان که داند که باز
که خواهد ز ما سالِ آینده دید
هوش مصنوعی: لحظه حال را بشناس؛ چون فقط کسی که آگاه است میداند که در سال آینده چه بر ما خواهد گذشت.
چو بَر شد ز آوازِ بلبل سماع
صلاتِ مؤذّن که خواهد شنید
هوش مصنوعی: وقتی آواز دلانگیز بلبل قطع میشود، دیگر صدای اذان مؤذّن کسی را تحت تاثیر قرار نمیدهد.
چو شد ممتلی مغزت از خند ریس
چنان دان که ایزد جهان نافرید
هوش مصنوعی: وقتی که ذهنت پر از افکار بیهوده و خندههای بیمعنا شد، بدان که خداوند جهان را به وجود نیاورد.
ز بالایِ منبر میِ صاف را
نباید شکستن بباید شمید
هوش مصنوعی: از بلندای منبر، نباید شراب صاف را شکست، بلکه باید در دل نشاند.
دری کان ز بدوِ ازل بسته اند
چه گویی که آن در ندارد کلید
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از دری است که از آغاز وجود بسته شده است و هیچ کس نمیتواند آن را باز کند، بنابراین هرچه بگویی فایدهای ندارد، زیرا ورود به آن ممکن نیست.
سکندر ز ظلمت نمی رست اگر
ز آبِ خَضر جرعه یی می کشید
هوش مصنوعی: اگر سکندر (اسکندر مقدونی) از تاریکی نجات مییافت، تنها با نوشیدن جرعهای از آب حیات (آبِ خضر) امکانپذیر بود.
فرو رفت بر هرزه شوریده کار
از آن گه که گردِ جهان بر دوید
هوش مصنوعی: شور و شوق بیهوده به دل کسی افتاد، زمانی که دنیا به دور خود چرخید و تغییر کرد.
ندانست کان قطرۀ آب چیست
چو ماهی از آن آرزو می تپید
هوش مصنوعی: ماهی نمیداند که آن قطره آب چیست، در حالی که به شدت برای آن آرزو میکشد.
به دورِ نزاری اگر می فتاد
نمی گفت مسکین نمی آرمید
هوش مصنوعی: اگر به دورِ نزار و ضعیفتری میافتاد، هرگز نمیگفت که من مسکین هستم و نمیتوانم کمک کنم.