برگردان به زبان ساده
گر همه عالم به بد گفتن زبان در من کشند
من چه غم دارم اگر با من خوشاند ار ناخوشاند
هوش مصنوعی: اگر همهی مردم دربارهی من بد صحبت کنند، من نگران نیستم. چون اگر چه برخی از آنها از من راضی نیستند، ولی خوشنودان هم وجود دارند که با من هستند.
خودپرستان میرمند از ما که ما مَی میخوریم
ز آدمیّتشان نصیبی نیست یا مستوحشاند
هوش مصنوعی: خودپرستان از ما دوری میکنند زیرا ما شراب مینوشیم و از انسانیت آنها بهرهای نمیبرند یا از ما وحشت دارند.
این همه شوریدگی و مستی و دیوانگی
جرعۀ جامی است کز مبدایِ فطرت میچشند
هوش مصنوعی: این همه هیجان و شیدایی و دیوانگی به خاطر یک جرعه از جامی است که از سرچشمهی طبیعت مینوشند.
اهل کثرت غافلاند از خلد و غافل از بهشت
وز حسد فیالجمله باری در میانِ آتشاند
هوش مصنوعی: افراد پرمشغله و زیاد درگیر دنیا، از نعمتهای بهشتی و خوشیهای آن غافلند و به دلیل حسد و کینه توزی، نهایتاً در عذاب و آتش گرفتار میشوند.
در میانه هیچنه خود را همه پنداشتند
حسرتا غبنا که این مشتی گدا سلطانوشاند
هوش مصنوعی: در میان مردم، هیچکس خود را از دیگران کمتر نمیدانست. افسوس که این گروه، فقط یک مشت فقیرند که خود را به جای پادشاهان میبینند.
تا کدامین قوم را بینند در توحید محو
آن گروهاند از همه عالم که در غلّ و غشاند
هوش مصنوعی: کدام گروه از مردم میتوانند در مقام توحید، به درجهای از عشق و خلوص برسند که از بین همهی عالم، تنها آنهایی را ببینند که در حال فریب و نیرنگ هستند.
گفتهاند این کز پریشانی چه غم مجموع را
پایمالان را چه نقصان گر بر ایشان بر کشند
هوش مصنوعی: گفتهاند که از بینظمی و آشفتگی چه غمی وجود دارد. اگر بر افرادی که ضعیف و افتادهاند، تأثیر منفی بگذارند، آنها چه چیزی را از دست خواهند داد؟
زهره را باری بر انجامدوست میدارم دگر
هیچ دیگر نیست با سیّارم ار هفت ار ششاند
هوش مصنوعی: من تنها به عشق انجامدوست اهمیت میدهم و چیز دیگری برایم مهم نیست، هر چند که دیگران به تعداد مختلفی باشند.
خوبرویان را برای عاشقان آوردهاند
دل به ایشان میدهم الحق که زیبا و کشاند
هوش مصنوعی: زیباییهای این دنیا برای عاشقان به وجود آمده است و من دل و احساس خود را به آنها میسپارم، واقعاً که آنها زیبا و دلربا هستند.
گیسوانشان بین که پنداری کمند رستماند
ابروانشان بین که پنداری کمانِ آرشند
هوش مصنوعی: موهای آنها را ببین که گویی کمند رستم است و ابروهایشان را ببین که گویی کمان آرش است.
من نمیدانم نزاری را چه سودا در سرست
این همیدانم که مستان محقّق بیهُشاند
هوش مصنوعی: من نمیدانم چه افکاری در سر نزار وجود دارد، اما میدانم که انسانهای مست و خوشحال به واقعیتها توجهی ندارند و از خود بیخبرند.