برگردان به زبان ساده
یا خود همه کس فتنهء بالای بلندند
بر عادتِ من چون گران مولعِ قندند
هوش مصنوعی: یا همه کسانی که در بالای بلندی حضور دارند، برای من مانند کسانی هستند که به شیرینی قند علاقهمندند.
ای شمعِ جهانسوز به رغبت نظری کن
با جانبِ جمعی که بر آتش چو سپندند
هوش مصنوعی: ای شمعِ جانسوز، با خوشنظری به افرادی نگاه کن که در آتش عشق مانند نیسپند میسوزند.
از خیمه برون آی و ببین منتظران را
دیوانه و عاقل زچپ و راست که چندند
هوش مصنوعی: از خیمه بیرون بیا و ببین افرادی را که در دو طرف تو، دیوانه و عاقل، منتظر هستند. تعداد آنها را بشمار.
دانند که بودن نه صلاح است و نیارند
از پیش تو رفتن که گرفتار کمندند
هوش مصنوعی: میدانند که حضورشان در اینجا مناسب نیست و نمیخواهند بدون تو بروند، چون میترسند که در دام بیفتند.
حیف است که این روی به هرکس بنمودی
تا بینظران نیز نظر بر تو فکندند
هوش مصنوعی: حیف است که این چهرهات را به هر کسی نشان دادی، تا حتی کسانی که نمیدانستند هم به تو نگاه کردند.
گویی همه سحر است سراپای وجودت
کز دستِ تو خلقی به سراپای به بندند
هوش مصنوعی: به نظر میرسد تمام وجودت پر از جادو و سحر است، بهطوریکه از تو افرادی به دام میافتند و تحت تاثیر魅ایت قرار میگیرند.
این است قیامت که بگفتند و بدیدیم
گو خلق ببینند گر از ما نپسندند
هوش مصنوعی: این لحظهای است که به آن قیامت میگویند و ما این را مشاهده کردیم. بگذارید مردم ببینند؛ اگر از ما خوششان نیاید، مهم نیست.
یوسف چو ببینی نکنی عیبِ زلیخا
ای مدّعی آخر ز سرت دیده نکندند
هوش مصنوعی: اگر یوسف را ببینی، زلیخا را قضاوت نخواهی کرد. ای مدعی، سرانجام چشمانت به حقیقت پی نمیبرد.
یاران و رفیقانِ سفر بیش مگریید
بر من که بر آشفتنِ دیوانه بخندند
هوش مصنوعی: دوستان و همراهان سفر، بر من زیاد نگریید و اندوه نکنید، زیرا دیوانگان همیشه به آشفتگیها میخندند.
با خلق مگویید کنون جز سخنِ دوست
گرهم چو نزاری همه کس دشمنِ پندند
هوش مصنوعی: با دیگران صحبت نکنید، فقط از دوستان صحبت کنید و اگر به هر دلیلی مانند «نزاری» (که احتمالا اشاره به شخصی خاص دارد) همه فکر کنند که شما دشمن هستید، به این کار ادامه دهید.
ای باد پیامی ببر از ما به قهستان
کایشان به فلان جای گرفتارِ کمندند
هوش مصنوعی: ای باد، لطفاً پیامی از ما به قهستان ببر. آنجا مردم در دام گرفتار شدهاند.