برگردان به زبان ساده
خرد را که می ننگ و نامش بسوزد
بده تا حلال و حرامش بسوزد
هوش مصنوعی: اگر عقل و خردی وجود نداشته باشد که به آن ننگ و نامی ببخشد، بهتر است که آن را بسوزانند تا تصورات درست و نادرست از آن نیز از بین برود.
به بد گفتن ما فقیه فسرده
زبان در مکش گو که کامش بسوزد
هوش مصنوعی: به خاطر تلاشهای ما برای گفتن بدیها، زبان این عالم دلسرد را به کار نیندازید، زیرا این کار باعث میشود که او دچار ناراحتی شود.
مدام از پی ما چه تشنیع دارد
بیا گو بخور تا مدامش بسوزد
هوش مصنوعی: مدام به دنبال ماست و از این کارش خشمگین است، بیا بگوییم بخور تا همیشه از این آتش بسوزد.
اگر عشق در جانش اندازد آتش
رکوع و سجود و قیامش بسوزد
هوش مصنوعی: اگر عشق در دل او شعلهور شود، تمامی عبادتها و فروتنیهایش را میسوزاند.
اگر زآهن و سنگ باشد وجودش
به یک شعله خود برق جامش بسوزد
هوش مصنوعی: اگر وجودش از آهن و سنگ هم باشد، با یک شعله میتواند به شدت بسوزد و نابود شود.
از این آب آتش صفت گو دو کاسه
به افسرده ده تا تمامش بسوزد
هوش مصنوعی: از این آب که خاصیت آتش را دارد، دو کاسه به فردی دلسرد بده تا همه چیزش بسوزد.
خلاصش دهد از خیال مصور
تمنای سودای خامش بسوزد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فردی که به آرزوهای غیرواقعی و خیالات باطل مشغول است، باید از این تفکرات رها شود تا از درد و عذاب آنها نجات یابد.
نسیمی اگر از دماغش برآید
ز تف حرارت مشامش بسوزد
هوش مصنوعی: اگر نسیمی از دهان او بیرون بیاید، بهقدری داغ است که بوی آن میتواند مشام کسی را بسوزاند.
زمانه اگر بر مرادم نگردد
ز دود نفس صبح و شامش بسوزد
هوش مصنوعی: اگر روزگار به خواستههایم توجه نکند، تنها دود نفسهای من در صبح و شبش کافی است که او را بسوزاند.
به آهی که از اندرونم برآید
تر و خشک ما لا کلامش بسوزد
هوش مصنوعی: با نالهای که از دل برمیآید، همه چیز، چه خوب و چه بد، در آتش آن بسوزد.
چنان در وجود نزاری زن آتش
که خون در عروق و مشامش بسوزد
هوش مصنوعی: به قدری در وجود نزار احساسات قوی و سوزان وجود دارد که مانند آتش در خون و عطرش میسوزد.