برگردان به زبان ساده
حلقم بگیرد آن دم اگر شاد بگذرد
کاندیشه خیال تو از یاد بگذرد
هوش مصنوعی: اگر لحظهای را شاد بگذرانم، ممکن است گمان تو از ذهنم پاک شود و حس غم به سراغم بیاید.
گفتم بنالم از تو چنانم که در نفس
چندان مجال نیست که فریاد بگذرد
هوش مصنوعی: گفتم از تو شکایت کنم، اما تا آنجا که سخن به آنجا میرسد، فرصتی برای فریاد زدن نیست.
گفتم به پیش تیر غمت دل سپر کنم
پیکان غمزه تو ز پولاد بگذرد
هوش مصنوعی: گفتم برای مقابله با تیر غم تو، دلم را محافظت کنم، اما نگاه زیبا و فریبندهات از هر سختی میگذرد.
بر هر که بگذری ببری جانش ای عجب
سروی و سرو همچو تو آزاد بگذرد
هوش مصنوعی: هر کسی که از کنارت بگذرد، جانش را میبری، ای شگفتی! تو همچون درخت سرو، آزاد و رها از کنار دیگران عبور میکنی.
شیرین به ناز خفته و در شرط عشق نیست
گر خواب بر دو دیده فرهاد بگذرد
هوش مصنوعی: شیرین به خواب ناز خوابیده و در عشق شرطی نمیگذارد. حتی اگر خواب فرهاد به چشمش بیفتد.
پند پدر نمی شودم استماع وگر
حرفی غلط به سمع درافتاد بگذرد
هوش مصنوعی: گوش دادن به نصایح پدر برای من بیفایده است و اگر حرف نادرستی به گوشم برسد، آن را نادیده میگیرم.
سی نارسیده عمر چرا توبه می کنم
ور نیز هفت بار ز هفتاد بگذرد
هوش مصنوعی: چرا در حالی که هنوز عمرم به پایان نرسیده، از گناهانم توبه کنم؟ حتی اگر هفتاد بار هم توبه کنم، باز هم به من فایدهای نخواهد داشت.
استاد ماست واعظ عشق و ستوده نیست
شاگرد کز نصیحت استاد بگذرد
هوش مصنوعی: استاد ما کسی است که عشق را بیان میکند و ستوده شده است. شاگردی که از راهنماییهای استاد رد شود، شایسته نیست.
غافل مشو ز کعبه پیمان ما که عمر
تا بنگری چو غافله باد بگذرد
هوش مصنوعی: از یاد نبریم که به کعبه و پیمان ما توجه کنیم، چرا که زندگی همچون بادی در حال گذر است و به سرعت میگذرد.
در نزع رحلت است نزاری دمی بیا
تا چون نفس به قطع رسد شاد بگذرد
هوش مصنوعی: نزار در آستانه مرگ قرار دارد. بیایید لحظهای با هم باشیم تا وقتی که جانش به پایان میرسد، این وداع را با شادی بگذرانیم.