برگردان به زبان ساده
اگرم باز ملاقات میسّر گردد
بخت باز آید و ادبار ز من برگردد
هوش مصنوعی: اگر دوباره دیدار ممکن شود، بخت دوباره در کنار من خواهد بود و بدترین قسمتها از من دور خواهد شد.
گرچه با هم چو منی وصلِ تو از رویِ قیاس
صورتی نیست که در عقل مصوّر گردد
هوش مصنوعی: هرچند که ما با هم هستیم، اما وصالی که بین ما وجود دارد بهگونهای دیگر است و هیچ تشخیصی از آن در ذهن نمیگنجد.
هم بکوشم که به هر گاه که یک روی کنند
هر چه مطلوب بود زود میسّر گردد
هوش مصنوعی: به کوشش من این است که هر بار که شرایط مناسب پیش میآید، هر آنچه که خواستهام به سرعت عملی شود.
نیک بخت است که بر خاکِ سر کویِ حبیب
رخصتی یابد و چون خاک مجاور گردد
هوش مصنوعی: کسی که بر روی زمین و در کنار کوی معشوقش حضور پیدا کند، واقعاً خوششانس است، زیرا همچون خاک آنجا میشود و به او نزدیک میگردد.
بختِ من بین که رقیبم چو ببیند از دور
با گران جانی در حال سبک بر گردد
هوش مصنوعی: بخت من را ببین که وقتی رقیبم مرا از دور ببیند، با دلی آسوده و آرام به سمت دیگری میرود.
سرِ مویی نکند در دلِ سنگینش اثر
گر به سیل آبِ سرم خاک به خون تر گردد
هوش مصنوعی: اگر چه دل او سنگین و سخت است، اما یک سر مو هم نمیتواند در آن اثر بگذارد؛ حتی اگر سیل آبی از سر من بگذرد و خاک را به خون تر کند.
گردِ کویِ تو به بویِ سرِ زلفت گردم
هم چو پروانه که بر شمعِ معنبر گردد
هوش مصنوعی: در اطراف کوی تو، همچون پروانهای که به دور شمع میچرخد، به عطر و بوی موی تو میگردم.
گوشه یی بر فکن از برقع و طلعت بنمای
تا به دیدارِ توم دیده منوّر گردد
هوش مصنوعی: برقع را کنار بزن و چهرهات را نشان بده تا چشم من با دیدن تو روشن و پرنور شود.
روزگاری ست که بر ماهِ تو مهر آوردم
دلِ حر با صفتم ز آن همه بر خور گردد
هوش مصنوعی: زمانی بود که من برای ماه زیبای تو عشق و عشقورزی به خرج دادم، اما اکنون با این حالتی که دارم، دل من در آتش بیخبری و سختی میسوزد.
هر که را آرزویِ مهر و وفا خواهد کرد
چون نزاری ز پیِ ازهر و مزهر گردد
هوش مصنوعی: هر کسی که آرزوی عشق و وفاداری دارد، باید مانند نزار (شاعر) به دنبال اصل و ریشهٔ این احساسات باشد.