برگردان به زبان ساده
دلم ز جورِ تو خون گشت و برنمیگردد
ز راهِ دیده برون گشت و برنمیگردد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر ظلم و ستم تو به شدت آزرده و خونی شده است و دیگر نمیتواند به حالتی که بود برگردد. نگاه من نیز دیگر نمیتواند به دنیای خارج دل خوش کند.
چه سختجان است این آهنینصفت دلِ من
که در فراقِ تو خون گشت و برنمیگردد
هوش مصنوعی: دل من چقدر مقاوم است که در دوری تو خیلی عذاب کشید و هرگز تسلیم نمیشود.
به پایِ هجر در افتاد و برنمیافتد
به دستِ عشق زبون گشت و برنمیگردد
هوش مصنوعی: او به خاطر جدایی به زانو درآمده و نمیتواند از آن برخیزد، عشق او را بسیار ضعیف کرده و نمیتواند به حالت قبل برگردد.
ز چاه محنتِ بختم خلاص روزی نیست
که چرخِ وصل نگون گشت و برنمیگردد
هوش مصنوعی: همیشه در چاه سختی و مصیبت غرق هستم و روزی نیست که برکت و خوشی به سراغم بیاید؛ روزهایی که خوشیها برگردند، دیگر برنمیگردند.
خرد ز حلقۀ زلفت که پای بندِ دل است
جهان نمایِ جنون گشت و برنمیگردد
هوش مصنوعی: ذهن و فکر من به خاطر زلفهای تو که دل را به دام انداخته، دیوانهوار به دنیا نگریسته و دیگر به حالت عادی بازنمیگردد.
نزاریا دگر از دل مگوی و گر گویی
جزین مگوی که خون گشت و برنمیگردد
هوش مصنوعی: دیگر از دل نگو، و اگر خواستی بگویی، فقط به این صورت بگو که حالا وضعیت خراب شده و برنمیگردد.