برگردان به زبان ساده
چه می کنم ز دلی کو ز یار برگردد
روا بود که چنان دل ز دیده در گردد
هوش مصنوعی: من چه کار میتوانم بکنم وقتی که دل از یار دور میشود؟ آیا درست است که چنین دلی از چشم دور افتد؟
مرا نباشد از آن دل که گر به جان آید
ز جورِ دوست بنالد ز عهد برگردد
هوش مصنوعی: من از دل خود ناراحتی ندارم، زیرا اگر به جانم بیافتد، از ستم دوستی شکایت خواهد کرد و از توافق و عهد خود برمیگردد.
دلم ز پایِ تو ای دوست بر نتابد سر
اگر ز دستِ تو در پایِ غم به سر گردد
هوش مصنوعی: دل من طاقت دوری تو را ندارد، ای دوست؛ اگر هم از غم به سر برسم، باز هم نمیتوانم از عشق تو چشم بپوشم.
نگردد از تو دلم گر به خونش گردانی
مگر ز دیده فرو گردد از تو گر گردد
هوش مصنوعی: اگر دل من را به خونش آلوده کنی، باز هم از تو نمیگردد. مگر اینکه به قدری غمگین شوم که دیگر از تو دور شوم.
دلِ [مرا] دلِ آن کی بود معاذالله
که با تو گر جگرش خون کنی دگر گردد
هوش مصنوعی: دل من همچون دل کسی نیست که اگر با تو بد رفتاری کند، دوباره به حال اول برنگردد.
نزاریا سخنت تازه دار و کاغذ و کلک
که خود حدیثِ تو اندر جهان سمر گردد
هوش مصنوعی: سخن خود را تازه و جدید نگهدار و با کاغذ و قلم بنویس، زیرا داستان تو در دنیا به شکل خاصی روایت خواهد شد.