برگردان به زبان ساده
کجا رفتی بیا ای سرو آزاد
که رحمت بر چنان بالا و بر باد
هوش مصنوعی: ای سرو آزاد، کجا رفتی؟ برگرد! که رحمت بر تو که تا این اندازه بلند و آزاد هستی، فرود آمده است.
به طلعت از تو غیرت برده خورشید
به قامت از تو حسرت خورده شمشاد
هوش مصنوعی: خورشید از زیبایی تو غیرت میورزد و به خاطر قامت دلانگیز تو، شمشاد به حسرت نشسته است.
نه آزر چون رخت نقشی دگر کرد
نه مادر چون تو فرزندی دگر زاد
هوش مصنوعی: نه پدرم مثل تو فرزند دیگری دارد، نه مادر مانند تو بچهای دیگر به دنیا آورده است.
شبی بر ناله ی زارم ببخشای
به فریادم رس آخر چند فریاد
هوش مصنوعی: شبی از شدت ناراحتی و اندوه، به خاطر فریادهایم از تو عذرخواهی میکنم، زیرا به آخرین مرحله فریاد زدنم نزدیک شدهام.
اگر چشمت سر ابرو ترش کرد
ز جان شیرین تری کت جان بماناد
هوش مصنوعی: اگر چشمت ناز کند و ابروهایت را خم کنی، از من نازک نارنجی که جانم را فدای تو میکنم، بماند فقط جان من.
از آن پایم گل آلودست در هجر
که سنگی بر گذر دارم چو فرهاد
هوش مصنوعی: در غم دوری معشوق، پاهایم از کثیفی و درد پر شده است، مانند فرهاد که بر سنگی در مسیر خود ایستاده.
اگر خونم بریزی سر نپیچم
ز خونی عشق بر نگرفت و ننهاد
هوش مصنوعی: اگر بخواهی خونم را بریزی، من سرم را برنمیگردانم؛ چون عشق، با تمام زخمها و دردهایی که دارد، هرگز کنار نمیرود و نخواهد گذاشت که از آن فاصله بگیرم.
گرفتم شاهدی خونی بریزد
توان گفتن که داد از دست بی داد
هوش مصنوعی: شاهدی را به دست آوردم که وقتی خون بریزد، نمیتوان گفت که از دستان بیدفاعش چه برآمده است.
نزاری گر به زاری خاک گردد
ز کویت بر نه انگیزاندش یاد
هوش مصنوعی: اگر نزاری در درد و اندوه به زمین بیفتد، یاد تو او را به حرکت وامیدارد.