برگردان به زبان ساده
خدای با تو کسی را دل آشنا مکناد
وگر کند چو من از خان و مان جدا مکناد
هوش مصنوعی: خداوند، کسی را به دلسوزی و ارتباط با تو عادت نده، چرا که اگر چنین کند، مانند من که از خانه و کاشانهام جدا شدم، او را دور نکن.
چو من ضعیف و حزین و نزار مرغی را
به دام و دانه ی عشق تو مبتلا مکناد
هوش مصنوعی: شما که من را ضعیف و غمگین و ناتوان میبینی، آیا میتوانی یک پرنده را به دام و طعمه عشق تو گرفتار نکنی؟
اسیر عشق تو کردم دل از طریق صواب
کس از طریق صواب این چنین خطا مکناد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو به اشتباه افتاده است، زیرا هیچکس نمیتواند به این صورت از مسیر درست خارج شود.
امید هاست مرا کز خودم جدا نکنی
وگر تو قصد جدایی کنی خدا مکناد
هوش مصنوعی: امیدوارم که مرا از خودت دور نکنی و اگر قصد جدا شدن داری، خدا نکند.
اگر وفای تو تا زنده ام خلاف کنم
امید من ز تو بخت بدم وفا مکناد
هوش مصنوعی: اگر به من وفا نکنی، حتی تا زمانی که زندهام، امیدم از تو در دل نمیماند. بخت بد من دیگر امیدی به وفا نخواهد داشت.
زمانه تا به اجل نگسلد نفس ز تنم
غم تو دامن جانم دمی رها مکناد
هوش مصنوعی: زمانی که زندگی به پایان نرسیده است، غم تو اجازه نمیدهد که از درد دور شوم و لحظهای هم مرا رها نمیکند.
روا مدار که کام دلم روا نکنی
روا کنی تو ولیکن دلت روا مکناد
هوش مصنوعی: مجاز ندان که آرزوی دل من را برآورده نکنی؛ اگر هم برآورده کنی، دلت مایل به این کار نباشد.
بترس کز تو بنالم به کردگار شبی
که کردگار به سوز منت جزا مکناد
هوش مصنوعی: بترس که اگر من به درگاه خداوند شکایت کنم، شبی که خداوند به خاطر اندوه و گلهام جزا ندهد.
نزاری از تو بد افتاد و گرچه بد کردی
خدای با تو همان کرده ی تو وامکناد
هوش مصنوعی: نزاری از تو دلش به درد آمده و با این که تو بد رفتاری کردی، خداوند هم با تو همانگونه رفتار خواهد کرد.