برگردان به زبان ساده
دوش مرا صبحدم آمد و آواز داد
گفت که خواهد تو را راه به من باز داد
هوش مصنوعی: دیشب صبح زود، کسی به من نزدیک شد و صدایی به من داد و گفت که راهی که میخواهی، به من ختم میشود.
کرد برون ز آستین شیشگکی پر شراب
بر لب جام آنگهی بوس به اعزاز داد
هوش مصنوعی: او شیشهای پر از شراب را از آستین خود بیرون آورد و بعد از آن، جام را به احترام بوسید.
داد به من جام و گفت نوش کن و دم مزن
جام چنین داد کی آن که به دم ساز داد
هوش مصنوعی: به من جامی داد و گفت آن را بنوش و چیزی نگو. چنین جامی را کی داده است که آن کس به دم و زبانش چیزی بگوید؟
تربیتم کرد عشق راهبرم عشق بود
نوبت انجام کرد خلوت آغاز داد
هوش مصنوعی: عشق به من آموزش داد و مرا هدایت کرد و هنگامی که زمانش فرا رسید، خلوتی برای من آغاز کرد.
شبپره را ره نداد در نظر آفتاب
قلب فرو مایه را در دهن گاز داد
هوش مصنوعی: شبپره نتوانست به آفتاب نزدیک شود و قلبهای حقیر مثل او به زودی به سختی نابود میشوند.
شاه فرو ناورد سر به در هر گدا
زشت بود عکّه را مرتبه ی باز داد
هوش مصنوعی: شاه برای هر گدا سرش را پایین آورد و به او توجه کرد، اما این عمل باعث نشد که او را در چشم دیگران بیارزش کند.
سر به در آرد ز جیب مایه ی دیوانگی
هرکه پیامی به آن سلسله ی راز داد
هوش مصنوعی: هر کسی که پیامی به این راز دراز دهد، با جنون و دیوانگی خود را به نمایش میگذارد و در این مسیر، از خود چیزهایی را فاش میکند.
هرکه نزاری صفت دل نه به حق در دهد
نقد به قلاب برد راز به غماز داد
هوش مصنوعی: هر کسی که صفت نزار را به دلش دارد و به حق توجه نکند، به راحتی میتواند رازها را فاش کرده و اطلاعات را به دیگران منتقل کند.