برگردان به زبان ساده
مرا با دوست کاری اوفتاده ست
که دل با او به جانم در نهاده ست
هوش مصنوعی: بین من و دوستم مسئلهای پیش آمده که باعث شده دل و جانم به او وابسته شود.
ولیکن اختیاری نیست این کار
که خشت از کالبد بیرون فتاده ست
هوش مصنوعی: اما این اقدام ارادی نیست، چرا که سنگی که از ساختار جدا شده، دیگر نمیتواند در جایی قرار بگیرد.
جمالش از دماغم هوش برداشت
خیالش پیشِ چشمم ایستاده ست
هوش مصنوعی: زیبایی او به حدی است که تمام هوش و حواسم را گرفته و تصورش در مقابل چشمانم حضور دارد.
به جز می مونس دیگر ندارم
دلِ غم گین به می پیوسته شادست
هوش مصنوعی: به جز می، دوست و مونس دیگری ندارم. دل غمگینم تنها با می خوشحال است.
مراد از هر دو عالم گر بدانی
حضورِ دوستان و جام باده ست
هوش مصنوعی: اگر بفهمی که چه چیزی واقعاً ارزشمند است، متوجه میشوی که وجود دوستان و خوشیهای زندگی مانند نوشیدن شراب، مهمترین چیزها هستند.
وگرنه هر چه بیرون زین دو قسم است
به نزدیکِ خرد فی الجمله بادست
هوش مصنوعی: اگر چیزی خارج از این دو دسته باشد، از نظر خرد و عقل به طور کلی بیارزش است.
چو موعد زان جهان حور و شراب است
مرا این هر دو این جا دست داده ست
هوش مصنوعی: وقتی زمان رسیدن به دنیای دیگر فرا میرسد، پرندههای بهشتی و نوشیدنیهای خوشمزهای در انتظار من هستند؛ اما اکنون هر دو این نعمتها در اینجا برای من فراهم شده است.
نخواهم انتظارِ نسیه بردن
بهشت نقد بر ما در گشاده ست
هوش مصنوعی: نمیخواهم که به امید بهشت در آینده صبر کنم، زیرا در حال حاضر فرصتهای خوب و واقعی پیش روی ماست.
نزاری مریم رز را نکو دار
که می او را مسیحی پاک زاده ست
هوش مصنوعی: مریم را با دقت و احترام نگهدار، چرا که او درختی است که میوهاش به پاکی و دیانت میانجامد.