برگردان به زبان ساده
ز مستی تا دلآرامم برفتهست
همه رونق ز ایّامم برفتهست
هوش مصنوعی: به خاطر مستی، آرامش قلبم از بین رفته و تمام زیباییها و شادیهای زندگیام نیز از دست رفته است.
به دورانها نیاید در گلستان
چنان مرغی که از دامم برفتهست
هوش مصنوعی: در هیچ دورهای همچون این مرغی که از دام من رها شده است، در گلستان پیدا نخواهد شد.
ثبات و عقل و تمییزم نماندهست
قرار و صبر و آرامم برفتهست
هوش مصنوعی: من دیگر نه استواری دارم و نه عقل و درک، آرامش و صبر و قرارم نیز از بین رفته است.
نمیخواهم دگر صهبا و صحرا
نشاط از مشربِ جامم برفتهست
هوش مصنوعی: دیگر نمیخواهم باده و دلخوشی، زیرا نشاط و شوقی که از نوشیدن جامم داشتم، رفته است.
چمن بر من چو زندان است و گلزار
جهنّم تا گلستانم برفتهست
هوش مصنوعی: چمن برای من مانند زندان است و باغ گل بهشت، چون گلستانم از من دور شده است.
چراغِ مطلعِ صبحم نشستهست
فروغِ مقطعِ شامم برفتهست
هوش مصنوعی: چراغ صبح من روشن است، اما نور شب در حال ناپدید شدن است.
شکیبم از چنان رویی نکو نیست
برو گو گر به بدنامم برفتهست
هوش مصنوعی: من از دیدن آن چهره زیبا به شدت صبوری میکنم، تا جایی که اگر به بدنامیام هم منجر شود، باز هم مهم نیست.
بزرگان بر نزاری گو مگیرید
خطایی گر بر اقلامم برفتهست
هوش مصنوعی: ای بزرگان، بر نزار ننگرید و او را سرزنش نکنید، چرا که اگر در نوشتههایم اشتباهی دیده میشود، به آن توجه نکنید.