برگردان به زبان ساده
کُشتی از بس انتظارم آه دوست
بیش از این طاقت ندارم آه دوست
هوش مصنوعی: فکر میکنم به شدت در انتظار کسی هستم و تحملم به پایان رسیده است. دوست عزیز، دیگر نمیتوانم بیشتر از این صبر کنم.
با تو می دانی که چون خو کرده ام
بی تو پس چون طاقت آرم آه دوست
هوش مصنوعی: با تو که هستی، میدانم چقدر به نبودنت عادت کردهام. حالا چگونه میتوانم بیتو تحمل کنم و آه بکشم؟
تا تو رفتی از کنارم بود و هست
پر سرشکِ خون کنارم آه دوست
هوش مصنوعی: زمانی که تو از کنارم رفتی، غم و اندوه مانند ســرخی خون در کنارم باقی مانده و حضور دارد. ای دوستان!
چشمِ بد ناگاه بر هم زد چنین
همچو زلفت روزگارم آه دوست
هوش مصنوعی: ناگهان نگاهِ بدی به من برخورد کرد و روزگارم را همچون زلفت تیره و تار کرد، آه، ای دوست!
چون شوی پیوند جان از ما مبُر
آخرت دیرینه یارم آه دوست
هوش مصنوعی: وقتی که ارتباط روح تو با ما قطع شود، دیگر نتوانی به دیدارم در آن دنیا بیایی. آه، دوست من!
بر من از آشفتگی ها عیب نیست
چون کنم بی اختیارم آه دوست
هوش مصنوعی: من در مواجهه با مشکلات و سردرگمیها عیبی نمیبینم، زیرا نمیتوانم کنترل کنم که چقدر دلم برای دوستم تنگ میشود.
از نزاری زاری ای مانده ست و بس
هم چنین تا چند زارم آه دوست
هوش مصنوعی: از نزار فقط زاری و اندوهی باقی مانده است، تا کی باید به خاطر دوست ناله و فریاد کنم؟